X
تبلیغات
سپهر عاطفه

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند.

دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.

عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد که کیست؟!  گاه میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی‌بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می‌توانند دید و در اینجاست که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می‌نگرند، احساس می کنند که همدیگر را نمی‌شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پی از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است.

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز میشود و رشد میکند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می‌آید...

عشق زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌آفریند و دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در "دوست" میبیند و می‌یابد.

عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن میدهد.

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.

                                                                        دوست داشتن برتر از عشق است!

                                                                    دکتر علی شریعتی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه دهم آذر 1392 و ساعت 11:12 |
                                     "این یادداشت به قلم دوست نازنینم است اما اجازه نداد نامش را فاش کنم"
                               

                                                    به نام حضرت عشق   

من عشق فکتم و عف، فمات، مات شهیدا ...
حضرت رسول الله(ص)
هر کسی عاشق شود، و عشقش را انکار کند، و عفت بورزد، سپس بمیرد، شهید شده است.

می دانی چرا خوب من؟!
عشق زیباست
عشق خوب است                                
عشق همه چیز است و هیچ چیز شبیه اش نیست
عشق ...
عشق ...
اصلا نمیدانم معنایش را درست فهمیده ام یا نه؟!
اما سالهاست حسی را یافته ام در خودم که به گمانم بشود "عشق" نامیدش.                      
از حرفهایی که راجع به عشق می زنند - عشق آسمانی، عشق زمینی یا ... - نه می دانم و نه می گویم ...
من از انقلاب درون خودم میگویم، از حس خودم، از حس زیبای عشق، عشق خود خودم ... 
فقط می دانم زیباترین حس دنیاست
به زندگی مفهوم می دهد، امید می دهد
اشکت را روان می کند و دلت را رقیق
سخت است اما جذاب و گیراست                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه یکم آذر 1392 و ساعت 17:6 |
عشق یعنی آزادی!

آزادی از قید و بندها

قیدهایی که وادارت می کنند

مدام خودت را اثبات کنی

و معلوم نیست  که پیش از مرگ موفق بشوی یا نه

که اگر پیروز شدی، اندیشه خواهی کرد که برای کدام کسان این همه اثبات کرده ای؟

عشق یعنی اندیشه!

اندیشه ای که پشت دیوارهای قطور و سر بفلک کشیده  ی روزمرگی گم شده است

و آواره و سرگردان به دنبال ویرانه ای می گردد

تا در آن حلول کند

ویرانه ای که روزی بر آن کاخ عظیمی از کبر ، خودخواهی و دنیا طلبی بنا شده بود و اینک این ویرانه به انتظار دست هایی است برای آشیانه شدن ، آشیانه ای سرشار از یک رنگی و صداقت

عشق یعنی رفتن! شدن! صعود

گرچه " سقوط آنکه بیشتر صعود کرده خطرناکتر است"

اما! اما نبودن، هرگز نبودن از بودن در میان لجنزار مستی و بی خودی سرشار از بودن است.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 23:33 |

جلداین کتاب با نگاهی به عملکرد برنده جایزه صلح نوبل 2003 پس از دریافت جایزه، به  گام هایی اشاره کرده است که شیرین عبادی می توانست برای احقاق حقوق ملت ایران بردارد، اما برخلاف آنچه که هوادارانش انتظار داشتند مسیر دیگری را انتخاب کرد.

 بر اساس این گزارش، عاطفه تلقانی در این کتاب با روایت خاطرات خود، از چگونگی آشنایی اش با انجمن حمایت از حقوق کودکان و همکاری با آن انجمن همزمان با انتخاب خانم شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه صلح در سال 2003 سخن می گوید و به عوامل و دلایلی اشاره دارد که سبب شد تا قلم به دست بگیرد و طی یک مقاله مطبوعاتی به نقد عملکرد برنده ایرانی جایزه صلح نوبل بپردازد.

این گزارش می افزاید، کتاب "صلح در اکتبر 2003 " در دو نسخه کاغذی و الکترونیکی قابل استفاده است که بخش عمده کتاب مربوط به خاطراتی است که نویسنده از دانش آموزان افغان خانه کودک ناصرخسروی تهران روایت می کند و از آن جا که وی پیش از بازگشت دانش آموزانش به افغانستان با ایشان مصاحبه ویدئویی داشته است، نسخه الکترونیکی کتاب شامل ویدئوهای کوتاه مرتبط با مطالب نوشته شده است.

تلقانی اضافه کرد: علاوه بر این، کتاب دارای دو فیلم مستند و همچنین چند گزارش خبری است که مستند "گزارش از یک زندگی خاکی" ساخته خاطره حناچی می باشد و گزارش های خبری تلویزیونی هم توسط محمدرضا احمدی تهیه و تولید شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه نوزدهم مهر 1392 و ساعت 7:1 |

صلح در اکتبر ۲۰۰۳ به رونمایی رسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه یازدهم مهر 1392 و ساعت 6:19 |

قرار نبود اما اتفاق افتاد و راز گل آقا از تلویزیون پخش شد. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه هفتم شهریور 1392 و ساعت 23:44 |

در جایگاه مادر یک پسر ۱۷ ساله این سریال برایم جذابیت داشت تا بدانم دختر ۱۸-۱۷ ساله ای که در این سریال به عنوان مشت نمونه خروار از جامعه دختران تی نیجر به نمایش گذاشته شده ، دارای چه رفتار و گفتار و اندیشه ای است. هر بار که  یکی از قسمت های سریال به پایان می رسید با خودم  می گفتم که اگر دختران نوجوان اینگونه اند، خدا را شکر که دختر ندارم! اما دختران جامعه ایران بدین سان نیستند که سازندگان این سریال نمونه ی شان را به تصویر کشیدند که اگر باشند وای به احوال آموزش و پرورش، و وای به احوال نسل بعدی این جامعه، وای به احوال... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 و ساعت 7:25 |

مجوز چاپ دوم کتاب صلح در اکتبر ۲۰۰۳ صادر شد، ویراست دوم وقت بسیاری رو ازم گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفتم مرداد 1392 و ساعت 9:6 |

از اواخر اردیبهشت در تحریریه انتخابات شبکه خبر اخبار کاندیداها رو رصد می کردم و تدوین و پخش اون رو پی گیر بودیم. آقای زابلی زاده، مدیر شبکه خبر به اعضای تحریریه تاکید کرده بود هنگام انتخاب سخنان نامزدها برای پخش اخبار، نقش یکی از هواداران پر و پا قرص شخص مذکور رو ایفا و عدالت رو رعایت کنیم.

فرصت بسیار خوبی بود برای من که با اندیشه  و برنامه های نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری آشنا بشم. هر چند از سوی  ستاد برخی کاندیداها حرف و ایرادهایی بر عملکرد صدا و سیما وارد شد اما بی انصافی بود در حق تحریریه انتخابات شبکه خبر، چرا که  حقیقتا زمان تایم کد زدن راش های سخنرانی  نامزدها واقعا علایق شخصی مون رو کنار می گذاشتیم، و انصافا مدیران هیچگونه اعمال نظری نداشتند. از طرف دیگه برخی نامزدها  برخی روزها کم کار بودن و تبلیغات چهره به چهره نداشتن و ما ناگزیر بودیم  بخش دیگه ای از سخنان روز گذشته شون در تلویزیون رو برای پخش انتخاب کنیم.  گاهی اوقات هم تصاویر شهرستان ها به دستمون نمی رسید و مصیبت داشتیم. هر چند همکاران خبرنگار و تصویر بردار و مدیر پشتیبانی واقعا تلاش می کردن که به موقع تصاویر رو دریافت کنیم.

به هر حال از پیش تعیین نشده بود کاندیدایی که هر روز یکی از ما پنج نفر برنامه هاش رو پیگیری می کردیم. به طنز هم که شده هر روز یکی از این هشت نفر کاندیدای محبوبم بود. البته نه هشت نفر که  وعده های برخی فقط ایده بود و غیر قابل اجرا و درباره اون اشخاص نظری نداشتم و برای اینکه مدیون مردم نشم از دیگر همکارام می خواستم که  اخبار شخص دیگه ای رو  رصد و پیگیری کنم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 و ساعت 11:13 |

امروز چهل ساله شدم. و چهل سالگی یعنی اینکه بایست و نگاهی به پشت سر داشته باش و یکبار دیگر به خودت نگاه کن و ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه یکم خرداد 1392 و ساعت 5:38 |

دوباره برگشتم به اتاق خبر. فکر نمی کردم که دوباره برگردم ، البته به تحریریه اخبار انتخابات آمده ام و برای مدتی کوتاه. این روزها روزهای پر استرس و پر مشغله ای دارم و کار سخت تر و پر مشغله تر هم می شه. به هر حال کاریش نمی شه کرد اما امیدوارم انتخابات به مرحله دوم کشیده نشه!

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 و ساعت 6:51 |

 

اگر درباره تولید مستند راه گل آقا می خواهید، این پست را مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 و ساعت 18:12 |

فاطمه تسليم است. تسليم امر قدسي و اين بار نيز به صحنه مي آيد. به تنهايي روزهاي كودكي. سالهايي كه به شش نرسيده به درجه رفيع ام ابيها نائل گشت.صحنه صحنه نامرديست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 و ساعت 10:2 |

سنگ قبر وسط مان یود. روبه روی آرمان نشستم. دوباره تلفن اش زنگ خورد و خاموشش کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و پنجم آذر 1391 و ساعت 8:40 |

این روزها فضای سیاسی کشور متاسفانه سرشار از انتقاد و واکنش به انتقادها شده است. دوستی از انتقادهایی  که این اواخر متوجه اش شده می گفت،و از پاسخ هایش؛ و من گفتم: از سال ۸۹ که آقای محمدزاده، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شدند ۵ خبر از این معاونت در اخبار ۲۰ پخش کردیم.سه خبر منفی و دو خبر مثبت. سه خبری که اتفاقا مثبت نبود را من تنظیم کردم. یادم می آید تیتری که برای یکی از سایه روشن ها زده بودم خیلی تند بود و همکارانم شگفت زده بودند از این کارم. گفتم: خُب به نظر من تیتر مناسبی است. سردبیر موافقت کرد. تیتر به واحد گرافیک ارسال شد. گوینده در کابین آن را خواند و تهیه کننده نیز تصاویر مرتبط را آماده کرد. پیش از پخش اخبار تحریریه را ترک کردم. این کار همیشگی ام بود. در مسیر منزل زنگ زدم روی گوشی جناب محمدزاده و گفتم: استاد امشب خبری در ۲۰ پخش می شود که شاید ناراحت تان کند. خبر را من تنظیم کردم و نه شخص دیگری، گفتم پیش از این که دیگران بگویند! استاد گفت: لابد ضرورت داشته که آن خبر را پخش کنید. در ادامه به آن دوست گفتم: نکته مهم این واکنش این بود که در همان زمان نیز صحبت بر این بود که مستند "راز گل آقا" با حمایت معاونت مطبوعاتی تولید شود و مهم تر این که پخش این خبر منفی و اخبار بعدی هرگز تاثیری بر تصمیم آقای معاون نداشت.   آن دوست این خاطره را که شنید، گفت: کاش به جای واکنش و پاسخ گویی به انتقادات من نیز چنین می گذشتم.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه بیستم آذر 1391 و ساعت 8:10 |
یکسال و اندی است که در ماهنامه "راه رشد" به صاحب امتیازی ستاد احیای امر به معروف قلم می زنم و هر ماه یک داستان کوتاه می نویسم.

                          با اینکه فرصت نداشتم به توصیه مادرم  فیلم " من مادر هستم" را به تماشا نشستم و در تمام لحظات با خود می اندیشیدم که چندین داستان و چند هزار صفحه کتاب و مجله به اندازه این فیلم می تواند درباره قبیح بودن روابط آزاد و پیامدهای آن هشدار دهنده باشد؟!

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه سیزدهم آذر 1391 و ساعت 8:6 |

اواخر اسفند ۹۰ بود که از من خواسته شد مستندی درباره آسیب های مطبوعات ایران تهیه و تولید کنم. موضوع اگرچه گسترده و چالش برانگیز اما ارزش به جان خریدن دردسرهایش را داشت. آنقدر ارزش داشت که شش ماه از زندگیم را صرفش کردم. 

     بگذریم از مسائل و مشکلات ساخت این مستند، امروز میزبان کسی بودم که علاقه بسیاری برای ورود به حوزه مطبوعات از خود نشان می داد. هر چه از دشواری های کار می گفتم تا فکر ورود به عرصه خبر را از سر به در کند، زیر بار نمی رفت که نمی رفت تا این که ده دقیقه از مستند ۸۰ دقیقه ای "پشت ویترین مطبوعات" را به تماشا نشست. پس از آن بلند و شد و خداحافظی کرد و رفت....

مستند "پشت ویترین مطبوعات" چیزی که نداشت حداقل یکی از آدمای روی زمین رو عاقبت به خیر کرد.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه نهم آذر 1391 و ساعت 0:49 |

سایت اعتدال- عاطفه تلقانی:باید پذیرفت که قطار پیشرفت تکنولوژی با انجام عملیات سلبی متوقف نمی شود، و حتی اگر نیروی انتظامی با انتشار آمار و اخبار در خصوص کاهش بدحجابی ناشی از جمع آوری ماهواره ها این واکنش سلبی را توجیه کند، در آینده نه چندان دور شاهد گیرنده های ماهواره ای خواهیم بود که­ از تیررس ماموران نیروی انتظامی خارج است. ضرورت دارد که به جای ارعاب و تهدید و خشونت در کوچه و خیابان ها به راه هایی موثرتری اندیشید. زیرا به قول شهید سید مرتضی آوینی: "انسان را نمی­توان با تازیانه به راه حق کشید، راه حق راهی­ست که اگر با اختیار انتخاب نشود بی­ فایده است....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه بیستم مرداد 1391 و ساعت 13:15 |
درد من! درد نان و شعر و ایمان نیست

بودن و چگونه بودن نیست       درد من هیچگاه نبودن نیست

درد من غربت است و تنهایی

در هجوم لحظه های بیداری

                                    کاش من دوباره می مردم

                                                                      مثل آن روزهای تکراری

-----------

انگاری سوء تفاهم شده و برخی اشتباه برداشت کردن! مطلب بالا رو ۱۹/۱/۸۳ نوشتم.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 و ساعت 22:37 |

در زمان محدود نمی شه نامحدود بود. به این جمله ایمان دارم. امروز درخواست مرخصی سه ماهه دادم و قصد دارم از این مرخصی بهترین استفاده رو داشته باشم و امیدوارم فیلم مستند "راز گل آقا" همزمان با سالروز تولد زنده یاد صابری رونمایی بشه.

راستی! منتظر خبری درباره سه گانه " در مسیر خبر، برداشت کاغذی و حلقه آخر" باشید. مستندها درباره آسیب های مطبوعات ایرانه که تماشایی ست و وقت زیادی ازم گرفت.

-------------------- عنوان این مستندها به " پشت ویترین مطبوعات" تغییر کرد۰

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در سه شنبه بیستم تیر 1391 و ساعت 19:19 |

هنگام آشپزی باز پخش بی بی سی فارسی را تماشا می کردم. موضوع درباره اکران نوروزی و همزمان فیلم های گشت ارشاد ،قلاده های طلا و زندگی خصوصی بود. منتقد برنامه یکدست نبودن تصمیم گیرندگان در معاونت سینمایی ارشاد را علت بر روی پرده آمدن گشت ارشاد و زندگی خصوصی اعلام کرد و از شایعه ها گفت و گفت که ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه نهم فروردین 1391 و ساعت 9:19 |

خبر توقیف گشت ارشاد رو شنیدم و متاسف شدم. بر این فیلم نقدهای بسیاری دارم اما بی تردید توقیف این دست فیلم ها تصمیم درستی نیست و تنها فرصت رو برای شبکه ها و سایت های خبری معاند نظام فراهم می کنه.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفتم فروردین 1391 و ساعت 13:45 |

منتقد بی بی سی فارسی معتقده که اکران نوروزی و همزمان فیلم های گشت ارشاد و قلاده های طلا در کشورمون ناشی از یکدست نبودن تصمیم گیرندگان در معاونت سینمایی ارشاده و جالبه که این شبکه خبری مدعی بی طرفی اکران همزمان فیلم هایی که قرابتی با هم ندارن رو اینچنین تفسیر می کنه!  

اگرچه فیلم گشت ارشاد حدود ۲۶ سال دیرتر از زمان خود ساخته و اکران شده و نسبت نزدیکی با معضلات، موضوعات و مسایل پیچیده ی امروزه نداره و همچنین به شدت به اعتقادات منتسب به اعتقادات شیعی تاخته اما عقل سلیم اکران همزمان فیلم هایی چون قلاده های طلا و گشت ارشاد رو نشانه ی دموکراسی تو روز روشن می دونه.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه ششم فروردین 1391 و ساعت 22:19 |

پس از چهار ساعت جلسه با مشاوران فیلمنامه مستندی درباره آسیب های مطبوعات ایران  آن هم در آخرین جمعه سال ۹۰ تصمیم گرفتیم به تماشای فیلمی بنشینیم که شنیده بودیم سیاسی ترین فیلم تاریخ ایران است.

واژه سیاسی ترین توقع بسیاری در ذهنم ایجاد کرده بود. شنیده بودم که کارگردان برای نگارش فیلمنامه تحقیقات بسیاری انجام داده است و این نیز بر توقع ام افزوده بود اما قصه ای که در فیلم دنبال می شد بسیار ضعیف تر از تبلیغات و هیاهویی بود که ادعا می شد. در نقدی از حسین سلطان محمدی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران خوانده بودم: "قلاده‌های طلا داستان خاصی نداشت و یک مستند بازسازی شده و اکشن پلیسی با نشانه‌های روشن از رویدادهای سیاسی سال ۱۳۸۸ را به مخاطب ارائه کرده است" اما به نظرم حقیقت رویدادهای سیاسی دو سال پیش بسیار فراتر از آن چیزی بود که در قاب سینما به تماشا نشستم و حتی شخصیت پردازی خواهر و برادر دوقلوی فیلم به اندازه ای ضعیف بود که هرگز نماینده ی دو نگرش سیاسی برابر هم در انتخابات به شمار نمی آمدند.

از تماشای فیلم بدم نیامد اما به طرفداران این فیلم توصیه می کنم هنگام تعریف و تمجید از آن واژه سیاسی ترین را در کنار فیلم قرار  ندهند. برگردیم به فیلم سینمایی قلاده های طلا که توصیه می کنم در تعطیلات نوروز به تماشایش بنشیند. از نظر من این فیلم تنها قطعه ای کوچک از آیینه ی شکسته ی حقیقت است. 

 

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 و ساعت 14:46 |
دو روز پیش(۲۹ بهمن) مرخصی بودم و در محل کار حاضر نشدم و خبرها رو هم رصد نکردم. چند دقیقه پیش وقتی تیتر خبر چه کسی بر مریم بهروزی نماز خواند را خوندم فکر کردم شوخیه. روی خبر کلیک کردم نخواستم باور کنم، در اینترنت جستجو کردم به امید اینکه مریم بهروزی دیگه ای بوده باشه اما! از همکارم پرسیدم: مریم بهروزی تموم کرد؟ سرش رو که پایین آورد، اشک هام جاری شد. 
خانم بهروزی رو تنها از طریق برنامه های تلویزیونی می شناختم. هر چند تعداد برنامه های گفتگو محوری که با حضور ایشان تماشا کردم بسیار محدود بود اما به او ایمان داشتم و دلم قرص بود که او با مقبولیتی که داره کاستی های موجود در قوانین رو پی گیری می کنه بدون اینکه جرات کنند به او انگ فمنیستی بزنن. یادمون باشه که خانم بهروزی برای قانون شدن ارث بری زن از زمین خیلی تلاش کرد. کاش گل مریم به این زودی با دنیا خداحافظی نمی کرد... 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه یکم اسفند 1390 و ساعت 19:36 |

از اونجا که فرصت نگارش مطلب جدیدی درباره انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی رو ندارم برای این پست یادداشتی که در آستانه هشتمین انتخابات مجلس نوشتم انتخاب کردم. متاسفانه هنوز هم گرفتار همان وعده و وعیدهای  انتخاباتی هستیم.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 و ساعت 19:43 |

 

اعتدال : عاطفه تلقانی در وبلاگ سپهر عاطفه نوشت: خبر آرایش موی سر زنان به دست مردان را خواندم و متاسف شدم، اما مشاهده خبر انتصاب کیوان سهرابی به سمت مدیر اجرایی کارگروه ساماندهی مد و لباس از سوی حمید شاه آبادی رئیس  این کارگروه سبب شگفتی ام شد.

 

به خصوص این که در ادامه این خبر آمده بود : پیش از سهرابی آقای عیسی کشاورز  در این سمت فعالیت می کرده است. با قرار گرفتن این دو خبر در کنار هم به نظر می رسد که مسئولان فرهنگی کشور باید بیشتر به عواقب اختلاط کار زنانه و مردانه بیندیشند.

 

هنگامی که وزارت ارشاد ساماندهی مد و لباس زنان را بر عهده مردان می سپارد، سپردن دیگر مسایل زنانه به دست مردان از سوی کسانی که با مرزهای عفاف و حجاب آشنا نیستند عجیب نخواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 15:55 |

از امروز تا دهم آذر ماه اجلاس سالانه سازمان منع سلاح‌های شیمیایی در «لاهه» هلند برگزار می‌شود. نمی دانم این خبر را تنها برنده زن ایرانی جایزه صلح نوبل هم شنیده است! چند روز پیش در خبرها خواندم که خانم شیرین عبادی طی روزهای 16 و 17 آبان در سفر به هلند در دانشگاه آمستردام سخنرانی های آنچنانی داشته است، و ضمن حمله به دینداران، دین را مغایر حقوق بشر اعلام کرده است. بی اعتقادی او به دین اسلام و بهایی گری اش برای من اهمیتی ندارد؛ اما ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفتم آذر 1390 و ساعت 7:7 |

.....  به سی متری­شان که می­رسی آخرین پک را می­زند و ته سیگارش را وسط پیاده رو می­اندازد، و شروع می­کند به باز کردن تای آستین لباسش؛ سپس کیفش را باز می­کند و مقنعه­ای تیره رنگ را بیرون می­آورد، و با مهارت آن را روی سرش می­اندازد، و روسری کوچکش را مچاله داخل کیف می­گذارد. آن قدر به آن­ها نزدیک شده­ای که صدایشان را می­شنوی. برات چای بگیرم؟ پسر می­پرسد، و دختر پاسخ می­دهد: نه نمی­خوام تلخیش بره. راه می­افتند. از هم فاصله می­گیرند. دختر به سوی سازمان گسترش و پسر به آن طرف خیابان می­رود، شاید مقصدش کافی شاپی باشد که داخل مجتمع تجاری­ست! پسر می­ایستد، و می­گوید: زود به پیچون و بیا؛ بر و بچ منتظریم.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه پانزدهم مهر 1390 و ساعت 8:50 |

نگاه معلم و خداداد برای لحظات کوتاهی به هم گره خورد؛ خداداد دستش را زیر میز پنهان کرد. سرش را پایین انداخت، و لبش را گزید؛ معلم معنی نگاه معصومانه ی او را درک نکرد. مجیب که از گفته اش پشیمان شده بود گفت: اجازه خانم شوخی کردم، دست هایش این رنگی ست، خداداد بعد از مدرسه در تعویض روغنی شاگردی می کند. چه نسنجیده گفته بود! زبانش بند آمد، و ذهنش خالی شد از واژه ها، ببخشید خداداد! نمی دانستم؛ معلم گفت، و دست های سیاه خداداد را بوسید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 و ساعت 19:47 |