گفتگو با عاطفه تلقانی؛ نویسنده و کارگردان

من خودم را از مادر مادربزرگم خوشبخت تر نمی دانم با این که نسبت به او امکانات بی شماری

 دارم/من این منزلت اجتماعی را کاذب می دانم و بر این باورم که متاسفانه منزلت اجتماعی به

 خود باوری و خودآگاهی زنان نسبت به توانمندی هایشان منجر نشده است.

عاطفه تلقانی یکی از هزاران زن شاغلی است که دغدغه های فرهنگی دارد. او که متولد خرداد 1352است و گاهی در جایگاه مستند ساز، گاه در قامت روزنامه نگار و گاهی نویسنده و فیلمنامه نویس یا مسئول ستادهای خبری ظاهر می شود، می گوید: من این منزلت اجتماعی را کاذب می دانم و بر این باورم که متاسفانه منزلت اجتماعی به خودباوری و خودآگاهی زنان نسبت به توانمندی هایشان منجر نشده است، زیرا برخی برای بدست آوردن حقوق مساوی با مردان بر این تصورند که باید عاطفه، احساس و منش زنانه و به طور کلی فطرت زنانه خود را نادیده گرفته، دنیا را از نگاه مردان به نظاره بنشینند، و برای تثبیت موقعیت اجتماعی خواسته یا ناخواسته ترجمه مردسالارانه ای از خود داشته باشند.

جایگاه زنان شاغل را چگونه ارزیابی می کنید و آیا دستیابی به مناصب و فعالیت های اجتماعی زنان را به خود واقعی رسانده است؟

تعارض بین زندگی پیشرفته و جامعه سنتی یکی از آثار دوران گذار و از مهم ترین مسائل زنان در عصر امروز به شمار می آید، و می توان گفت که "زن زیستن"  از مهم ترین چالش هایی است که زنان در دوره گذار اخیر با آن مواجهند.

زنان که در دورانی بسیار طولانی معاش خود را از طریق خانواده تامین می کردند، و قدرت پدرسالارانه افکار و عقاید سنتی خانواده را تعیین می کرد، با توسعه مراکز آموزشی، علمی و فرهنگی فرصت‌های بیشتری را برای کسب مشاغل خدماتی و مدیریتی بدست آورده اند، و با حضور در اجتماع و استقلال مالی به منزلت اجتماعی رسیده اند،اما من این منزلت اجتماعی را کاذب می دانم و بر این باورم که متاسفانه منزلت اجتماعی به خودباوری و خودآگاهی زنان نسبت به توانمندی هایشان منجر نشده است، زیرا آنان برای بدست آوردن حقوق مساوی با مردان بر این تصورند که باید عاطفه، احساس و منش زنانه و به طور کلی فطرت زنانه خود را نادیده گرفته، دنیا را از نگاه مردان به نظاره بنشینند، و برای تثبیت موقعیت اجتماعی خواسته یا ناخواسته ترجمه مردسالارانه ای از خود داشته باشند.

* بنابراین معتقدید که روش زندگی زنان شاغل چندان با خود واقعی آنان همخوانی ندارد؟

نخست این که تغییر در روش زندگی فقط به زنان شاغل اختصاص ندارد و یک موضوع عمومی است. روش زندگی زنان جوان خانه دار در مقایسه با مادران و مادر بزرگ های آنان تفاوت های بسیاری دارد، اما از جمله عواملی که سبب بروز این گسست شده ، فناوری و رسانه است.

در گذشته نه چندان دور، مادربزرگ های ما ناگزیر بودند که روی یک شعله چراغ نفتی آشپزی کنند، با جاروهای دستی به نظافت خانه بپردازند، شستن ظرف و لباس، دوخت و دوز لباس برای تک تک اعضای خانواده، پذیرایی از مهمان ها کاملا زمان و فرصت را از آنها می گرفت و زندگی راحتی نداشتند، اما زنان امروزی که از رفاه نسبی برخوردارند آیا خوشبخت تر از مادربزرگ هایشان هستند؟

خوشبختانه فناوری و پیشرفت سبب شده است که زنان از کارهای یدی فاصله بگیرند و به آسایش بیشتری برسند. اما باید توجه داشته باشیم که آسایش داشتن به معنای آرامش داشتن نیست. امروزه رسانه و فناوری نه فقط جامعه زنان، بلکه به طور کلی بعد معرفتی انسان ها را دستکاری کرده است.

همان طور که عرض کردم، تغییر در روش زندگی همه گیر شده است و ادعا نمی کنم که به طور مطلق اما معتقدم که روش زندگی کنونی زنان شاغل با فطرت آنان همخوانی ندارد. این ادعای من برگرفته از بیش از یک دهه حضور و فعالیتم در اجتماع است. من چندان با این جمله که "من زن زاده نشده ام، زن تربیت شده ام." موافق نیستم. ما دچار گسست شده ایم، و من نمی دانم که چگونه می توان این فاصله را پر کنیم.

* شما خودتان را از خودتان دور می بینید؟

من خودم را از مادر مادر بزرگم خوشبخت تر نمی دانم با این که نسبت به او امکانات بیشماری دارم. این را در موقعیتی می گویم که در 80 درصد زندگی ام امکان انتخاب دارم، در حالی که مادر مادربزرگم هرگز نمی توانست پیش بینی کند که فرزند نوه اش از چنین انتخاب هایی برخوردار شود.

بد نیست خاطره ای برای روشن شدن این بحث تعریف کنم. سالها پیش تصمیم گرفتم که درباره اخلاق حرفه ای در مطبوعات گزارش های تلویزیونی تهیه و تولید کنم. خب، سوژه خوبی بود و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد از طرح و پیشنهادم استقبال کرد و برای ساخت و تولید مجموعه اقدام کردم. با این که پیش بینی کرده بودم، دردسرهای این طرح  کارد را به استخوانم رساند، اما سرانجام تولید شد و مورد تشویق قرار گرفتم. خب، تا اینجا همه چیز خوب بود تا این که سر کلاس درس یکی از خطبه های امام علی(ع) را در نهج البلاغه شنیدم.

با شنیدن جمله "زن قهرمان نیست، گل بهار است ...  ." بغضم ترکید. مرارت های بسیاری کشیده بودم تا آن اثر تولید شود، و برداشتم از آن جمله این بود که بهتر بود می نشستی و خودت را به درد سر نمی انداختی.

مدتی گذشت. مستندهای بلند "پشت ویترین مطبوعات، رازگل آقا و پرونده سازی" را هم برای معاونت مطبوعاتی و شبکه آموزش تلویزیون تولید کردم.

خاطراتم در کتاب "صلح در اکتبر 2003" چاپ و منتشر شد، برای برخی مجلات می نویسم، و سه روز در هفته هم در پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر فعالیت می کنم . همه این ها را گفتم که به این برسم، با توجه به کارهایی که کرده ام و در دست اجرا دارم، به بسیاری از دوستانم که تصور می کنند، الگوی مناسبی هستم می گویم، نه! گل بهار بودن بهتر از قهرمان بودن است. مادر مادربزرگم قهرمان نبود، او مجبور نبود برای بودن قهرمان باشد، من به او غبطه می خورم. اما خب، این هم از مسائل تعارض میان زندگی سنتی و زندگی مدرن است.

* در حسرت چه چیزی در زندگی مادرمادربزرگ تان هستید؟

به مقاومت و صبوری مادرانم غبطه می خورم. با این که آنها در یک جامعه کاملا مردسالارانه زندگی می کردند اما احساسات و زنانگی خود را نادیده نگرفتند و زن بودن را زیستند. اما پیشرفت و تکنولوژی، دنیای دیگری را مقابل ما گشود. ما مجبورشدیم در بسیاری مواقع برای خوشایند جامعه، از خودمان فاصله بگیریم. درباره این فاصله گذاری ارزش گذاری نمی کنم، و فقط بحث من فاصله ایست که ناگزیریم ایجاد کنیم.

* یعنی فعالیت های اجتماعی و خَلق اثر شما را راضی نکرده است!؟

در نخستین پرسشی که مطرح کردید، عرض کردم که زنان در دنیای مدرن ناگزیرند، برای تثبیت موقعیت اجتماعی خواسته یا ناخواسته ترجمه مردسالارانه ای از خود داشته باشند، در حالی که زن ها سرشار از عواطف و احساسات هستند. تفاوتی ندارد که زن نوعی مورد بحث ما یک دانشمند در آزمایشگاه باشد یا زن مطبخ، دنیای زنان و مردان تفاوت های بسیاری دارد. قشنگی دنیا هم در تفاوت هاست. می گویند مثل یک مرد فکر کن و مثل یک زن عمل کن. بر اساس تجربه زیست شده ام می گویم، وقتی در موقعیت هایی قرار می گیرم که تصمیمم کاملا با احساساتم مغایرت دارد، دچار تعارض می شوم. شکنجه می شوم.  

* با این حساب، شما زنان خانه دار را خوشبخت تر از زنانی می دانید که فعالیت های اجتماعی دارند؟

بیاییم سفید یا سیاه نگاه نکنیم. داشتن فعالیت های اجتماعی صرفا به معنای شاغل بودن نیست. خوشبختانه اکنون NGOهای متعدد با موضوعات مختلفی مشغول فعالیت هستند. توصیه من به آقایان متاهل این است که اجازه دهند همسرانشان در گروه هایی که فعالیت های عام المنفعه دارند، قرار بگیرند و تعاملات اجتماعی داشته باشند. به زنان شاغل هم پیشنهاد می کنم که عضو یکی از همین NGOها شوند. فعالیت های عام المنفعه روح آدمی را جلا می دهد، و احساس مفید بودن را به همراه دارد. مفید بودن برای دیگران سبب می شود که از خودبینی و خودخواهی ها و از دغدغه کسب رفاه و لذت بیشتر از زندگی فاصله بگیریم. وقتی دنیای بزرگتر را ببینیم بر رنج های کوچک چشم می بندیم و تحمل مان در کنار آمدن با کاستی ها بیشتر می شود.

* شما زندگی را چگونه می بینید؟

زیستن و زندگی کردن را دو مقوله جدا از هم می دانم. معتقدم زندگی آموختنی است. حضور در زندگی اجتماعی و خانواده مستلزم یکسری آموزه هاست، و این آموزه ها باید بر اساس شرایط روز زمان خود باشد. کتاب های بسیاری برای معرفی احساسات و عواطف زنان و مردان وارد بازار شده است که کمک می کنند ما با روحیات و دنیای جنس مخالف مان بیشتر آشنا شویم، و حتی این فرصت را فراهم می کنند که از بیرون به خودمان نگاهی داشته باشیم. اما آموختن هم زمان و شرایط خاص خود را دارد. متاسفانه آموزش و پرورش ما در خصوص پرورش روح و مهارت های زندگی دچار غفلت است، دانشگاه های ما هم چنین هستند. تولید علم بدون معرفت زندگی چه فایده ای دارد؟ غرب علم را برای کسب رفاه و برخورداری بیشتر از لذایذ زندگی می خواهد. خب، تکلیف علم در آنجا روشن است، اما ما چه می خواهیم؟ من نمی گویم که تولید علم نداشته باشیم اما معترض هستم به این که صرفا آموزش علم مد نظر است و پرورش روح و جان از قلم نویسندگان و برنامه ریزان سطوح مختلف تحصیلی افتاده است. متاسفانه شمار طلاق در میان تحصیلکردگان کم نیست، علت آن چه می تواند باشد؟ همگان بر این باور هستیم که روحیات زنان و مردان، روحیات همسران با هم متفاوت است. زن و مرد، نه مانند هم بلکه مکمل هم هستند. اما شما بگویید ما در کجا و کدام کلاس این تفاوت ها را آموخته ایم؟ کی به ما گفته شده که برای تکمیل کردن یکدیگر، ابتدا باید با روحیات مشترک و عمومی میان جنس مخالف اشنا شوید؟ واقعا دختران و پسران ما وقتی تکه گم شده خود را پیدا می کنند و تصمیم می گیرند باقی زندگی را با یکدیگر سپری کنند، چقدر با دنیای متفاوت هم آشنا هستند. مهارت های زندگی زناشویی کجا آموزش داده شده است، در مدرسه یا دانشگاه؟ در کدام مقطع تحصیلی به جز توضیح در مسائل بیولوژیکی و اشاره کوتاه به مسائل جنسی احترام به روحیات و دنیای همسران آموزش داده شده است. بله می دانم که به تازگی واحد آئین زندگی جایگزین واحد تنظیم خانواده شده است، و عجیب به نظر می رسد که شورای انقلاب فرهنگی هنوز به چرایی بروز و افزایش آمار طلاق می اندیشد.

جالب است که برخی بیکاری، شرایط بد اقتصادی و اعتیاد را از عوامل بروز طلاق می دانند، و برخی دیگر تزلزل پایه های ایمان و سقوط مبانی اخلاقی را از علت های طلاق و جدایی می شمارند. اما الفبای صبر، ایمان، احترام به سلیقه ها و باورهای یکدیگر، و کارآفرینی در کجا آموزش داده می شود، کجا تمرین می شوند تا ملکه ذهن شوند؟ ارزش کار کردن به معنای کار کردن و نه کسب درآمد کجا معرفی شده و می شود، در مدرسه، دانشگاه یا از طریق رسانه ای به نام تلویزیون، کدام یک؟

* به نظر می رسد که شما آموزش از طریق تلویزیون را همطراز آموزش مدرسه و دانشگاه می دانید!

البته نه در آن حد و مقیاس که شما گفتید اما به یادگیری غیر مستقیم از طریق تلویزیون معتقدم. بی تردید آموزش و پرورش در شکل دهی شخصیت و رفتار نسل ها نقش منحصر به فردی دارد، اما باید توجه داشت که آموزش و تربیت در مدرسه و دانشگاه حداقل نیازمند یک دوره 18 ساله است.

* شما علاوه بر این که سال ها در تحریریه بخش های خبری تلویزیون اشتغال داشته و دارید، گاهی هم به تولید فیلم یا نوشتن داستان و فیلمنامه مشغول می شوید. "پیام زن" اکنون از شما می خواهد که محافظه کاری را کنار بگذارید، و بگویید که آیا صدا و سیما در وظیفه ای که امام راحل معرفی کرده اند، موفق بوده است؟

هر چند کاستی هایی وجود دارد اما بی انصافی است که تلاش های موثر و صورت گرفته در این رسانه را نادیده بگیریم. به اعتقاد من حالا که فرصت را در مدارس و دانشگاه ها از دست داده ایم، باید از تلویزیون برای انتقال و آموزش مفاهیمی که به زندگی بهتر منجر می شود، بهره برد، اما متاسفانه جنبه سرگرمی مجموعه های تلویزیونی بیشتر از بعد آموزشی آن مورد توجه تولید کنندگان آن است. نه! اشتباه نکنید، وارد کردن جنبه های آموزشی غیر مستقیم از جذابیت مجموعه های تلویزیونی کم نمی کند، اما برخی از نویسندگان و سازندگان فیلم و سریال هر آنچه در ادبیات و رفتار مردم کوچه و بازار است در دهان کاراکترهای خود می گذارند. اما زیر پوست شهر اینقدر تلخ و گزنده نیست. متاسفانه در بسیاری مواقع فراموش می شود که نمایش زشتی ها و پلشتی ها بدون ارائه راهکار، هنر در خور توجهی نیست. یک پژوهش جامعه شناسانه است، و نه بیشتر. دکتر اکبر عالمی جمله قابل تاملی را در یکی از کلاس های خود مطرح کردند و آن این بود که "آنچه دانشمند می اندیشد، هنرمند می بیند." از هنرمندان انتظار نمی رود که دقیقا آنچه در جامعه می گذرد را بازنمایی کنند، بلکه ارائه راهکار و پیشنهاد غیر مستقیم در هنگام گره گشایی داستان، دنیای وسیع تری را برای مخاطب ترسیم می کند. این به معنای پایان بسته نیست، بلکه ارائه راه حل های مختلف در موضوعات واحد کمک بسیاری به مخاطب می کند تا در حل مشکلات شخصی خود، خلاقیت به خرج دهند.

* شما خیلی خوش بین به نظر می رسید، آیا تصور می کنید که زنان و مردان برداشت یکسانی از تلویزیون دارند؟

اتفاقا می خواستم در این خصوص هم توضیح بدهم. زن ها ومردها در رابطه با تلویزیون برخوردهای متفاوتی دارند. مجموعه های تلویزیونی برای زنان بسیار موثرتر از مردهاست، زیرا زنان از راه گوش تحت تاثیر قرار می گیرند، و برخلاف مردان که به دنبال نقطه پایان داستان اند و با عوض کردن کانال های تلویزیون سعی در فراموش کردن مشکل خود هستند، نیستند. زنان کانال عوض نمی کنند. آنان به برنامه نگاه می کنند و به دنبال خط سیر داستان هستند نه نقطه پایان آن، بنابراین اگر مخاطبان از سواد رسانه ای برخوردار باشند، تماشای برنامه های تلویزیونی جذاب و پرمغز آموزش های لازم را برای آنها به همراه خواهد داشت.

* از نظر شما آموزش مستقیم یا غیر مستقیم به افراد در سطوح مختلف، در چه حوزه ای ضروری است؟

آموزش رسمی در کشور ما بیشتر حول محور مباحث نظری است و متاسفانه چندان کاربردی نیست. اگر از ایده آل ها گفته می شود از مسیرهای متعدد و چگونگی رسیدن به ایده آل ها کمتر سخن به میان می آید. ما برای زندگی بهتر نیازمند آشنایی با الگوهای به روز هستیم که ثبت و ضبط تاریخ شفاهی کمک شایان توجهی در ارائه الگوها دارد. از این که بگذریم من معتقدم مهم ترین موضوعی که سبب بروز مشکلات در روابط اجتماعی و خانوادگی می شود، ناآشنایی با روابط میان فردی و اجتماعی است، خیلی وقت ها با خودمان هم کنار نمی آییم و توقع داریم که دیگران درک مان کنند. از طرفی باید توجه داشت که ایثار و گذشت در زندگی و ... جلوه های گوناگونی دارد، و مختص  زمان و مکان خاصی نیست. نسل قدیم با این واژه ها و مفاهیم کاملا آشنا بودند اما دنیای امروز و جوانان متعلق به آن، سودای دیگری در سر دارند. به این موارد اشاره کردم تا به این موضوع برسم، ما نیازمند استخراج و تصفیه منابع فرهنگی در کشورمان هستیم.

* ظاهرا وقت مان به پایان رسیده است، نشریه پیام زن از این که زمانی را به ما اختصاص داده اید، سپاسگزار است.

و من نیز...

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه دهم آذر 1393 و ساعت 0:5 |
     
اتوبیوگرافی یا همان خود شرح حال نویسی یکی از نکات مورد توجه در دنیای مدرن است. در این نوع نوشته ها شخص به شرح زندگی خود و مسائلی که طی نموده است، می پردازد. در واقع احساسات و افکار خود را در برخورد با مسائل نشان می دهد، و کوشش می کند همان گونه که با مسائل برخورد نموده است، در کتابت خود بیان کند.
download نقدی بر ویدئو کتاب "صلح در اکتبر 2003"
به گزارش جمهوریت ، کتاب چاپی و الکترونیکی  "صلح در اکتبر 2003" بیان گر برخورد زن مسلمانی است که به طور تصادفی در متن حوادث قرار می گیرد و بر اساس ارزش های دینی و عواطف زنانه خود سعی در مهربان تر کردن چهره جامعه دارد، و می توان گفت که نویسنده با تکیه بر تجارب شخصی خود به خوبی به آسیب شناسی مسائل موجود در اجتماع از جمله آسیب های نهادهای مردمی و دولتی پرداخته است، و برخلاف اظهار نظر برخی دوستان کتاب بیانیه ای سیاسی نیست، و چنین نگاهی به آن در واقع خیانت به واقعیت است.
نویسنده زمانی که برای نوشتن نامه گلایه آمیز به شیرین عبادی دست به قلم می برد، در جایگاه یک زن ایرانی قرار دارد. او نمی خواهد وارد معرکه ای سیاسی شود، بلکه از برنده صلح نوبل می پرسد که در زمان دریافت جایزه و پس از آن تا چه میزان به فرهنگ زنان جامعه خود احترام گذاشته است و پس از آن چه تلاش های مثمر ثمری در بهبود وضعیت زنان و کودکان بازمانده از جنگ انجام داده است؟ اما در مقابل منتقدان این مقاله، او را وارد معرکه ای سیاسی می کنند ،و فراموش می کنند که نگرش او اصلا سیاسی نیست و صرفا دغدغه اصلاح جامعه را دارد.
نکته ای دیگر این که آیا می توان این کتاب را فمنیستی دانست؟ این انتقاد نیز ناجوانمردانه به نظر می رسد. زیرا نویسنده هیچ گاه در پی عقاید فمنیستی نبوده، بلکه کوشش کرده است تا بر اساس واقعیت تفاوت میان زن و مرد، به زندگی یک زن در فضای مدنی بپردازد. در واقع نویسنده در پی نگاه تحقیر آمیز نسبت به جنسیت نمی باشد، بلکه از دریچه نگاه خود مسائل را پیگیری می کند. این کتاب در درون خود به خوبی سیر تحویل یک زن از خانه داری به فردی اجتماعی و روزنامه نگاری جسور را نشان می دهد. در واقع باید گفت که کتاب سیر تحول یک انسان است، اما زیبایی اثر در این است که هر چند نویسنده از کسوت خانه داری به روزنامه نگاری مستقل رسیده است، اما همچنان پایبند به ارزش های دینی بوده و اتفاقا در مسیر ارزش ها،مطمئن تر و بسیار مستحکم تر گردیده است، و جالب آنکه نویسنده در مسیر روزنامه نگاری عواطف زنانه خود را به حراج نگذاشته است، بلکه با حفظ روحیه زنانه خود سعی کرده است که مشکلات را با نگاهی ژرف و جدای از نگاه متصلب به مسائل تشریح کند. در واقع کتاب جدای از بیان کوشش های یک زن برای مشارکت در بهبود جامعه خود سرشار از عواطف زنانه است، عواطفی که در اصلاح امور موثر است، و از خشونت حاکم بر اجتماع می کاهد.
ویدئوهایی که در نسخه الکترونیکی کتاب "صلح در اکتبر 2003" قرار داده شده است، نقطه قوت دیگر این کتاب به شمار می آید؛ به طوریکه مخاطب این امکان را دارد تا فیلم مستند برخی موضوعاتی که نویسنده به آن اشاره داشته است، تماشا کند. به عبارتی فیلم های کوتاه مستند ویدئوکتاب "صلح در اکتبر 2003"  تائیدی است بر خاطراتی که نویسنده روایت می کند.برخی مستندهای گزارشی این کتاب به کارگردانی نویسنده کتاب، عاطفه تلقانی تهیه و تولید شده است، و دیگر گزارش های تصویری نیز کاملا متناسب با موضوعات مطرح شده در کتاب انتخاب شده است.
از اینکه بگذریم،با ورود مدرنیته در ایران زنان با پرسش های گوناگونی مواجه شدند. یکی از پرسش ها این بود که چگونه می توانند در عین اینکه زنی پایبند سنت و اعتقادات دینی خود هستند، موفق و کارآمد باشند و در عرصه اجتماع نیز فعالیت کنند. واقعه تلخی که در دوران معاصر در ایران رخ داده است، این است که گمان شده است که اگر زنی بخواهد وارد عرصه اجتماع شود باید ارزش های دینی و اعتقادی خود را کنار بگذارد، و این تعارضی آشکار میان دین و عملکرد اجتماعی است.کتاب "صلح در اکتبر 2003" به شایستگی این تعارض را از سر گذرانده است.
                                                                                محمدمحسن شارعی
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 و ساعت 11:3 |

قرار نیست در «امروز» قهرمان داشته باشیم

روایت فیلم «امروز» روایتی تلخ از طبع جامعه کنونی ایران است؛ جامعه ای که اندیشه زود رسیدن به مقصد و پیشرفت کردن بدون تحمل مرارت را در خاطر می پروراند، و به جای چاره جویی و تلاش برای رسیدن به مقصد به بهانه تراشی برای فرار از مسئولیت پناه می برد. اما فقط این نیست، خُلق ما تمایل به تردید و ابهام زایی نیز دارد. سکوت در جامعه ای که مثبت اندیش نیست، و به پیشداوری و قضاوت های بی استناد مبتلاست، آنچنان هزینه دارد که می تواند حتی به مرگ حقیقت بیانجامد.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 و ساعت 16:24 |

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند.

دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.

عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد که کیست؟!  گاه میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی‌بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می‌توانند دید و در اینجاست که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می‌نگرند، احساس می کنند که همدیگر را نمی‌شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پی از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است.

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز میشود و رشد میکند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می‌آید...

عشق زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌آفریند و دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در "دوست" میبیند و می‌یابد.

عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن میدهد.

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.

                                                                        دوست داشتن برتر از عشق است!

                                                                    دکتر علی شریعتی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه دهم آذر 1392 و ساعت 11:12 |
                                     "این یادداشت به قلم دوست نازنینم است اما اجازه نداد نامش را فاش کنم"
                               

                                                    به نام حضرت عشق   

من عشق فکتم و عف، فمات، مات شهیدا ...
حضرت رسول الله(ص)
هر کسی عاشق شود، و عشقش را انکار کند، و عفت بورزد، سپس بمیرد، شهید شده است.

می دانی چرا خوب من؟!
عشق زیباست
عشق خوب است                                
عشق همه چیز است و هیچ چیز شبیه اش نیست
عشق ...
عشق ...
اصلا نمیدانم معنایش را درست فهمیده ام یا نه؟!
اما سالهاست حسی را یافته ام در خودم که به گمانم بشود "عشق" نامیدش.                      
از حرفهایی که راجع به عشق می زنند - عشق آسمانی، عشق زمینی یا ... - نه می دانم و نه می گویم ...
من از انقلاب درون خودم میگویم، از حس خودم، از حس زیبای عشق، عشق خود خودم ... 
فقط می دانم زیباترین حس دنیاست
به زندگی مفهوم می دهد، امید می دهد
اشکت را روان می کند و دلت را رقیق
سخت است اما جذاب و گیراست                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه یکم آذر 1392 و ساعت 17:6 |
عشق یعنی آزادی!

آزادی از قید و بندها

قیدهایی که وادارت می کنند

مدام خودت را اثبات کنی

و معلوم نیست  که پیش از مرگ موفق بشوی یا نه

که اگر پیروز شدی، اندیشه خواهی کرد که برای کدام کسان این همه اثبات کرده ای؟

عشق یعنی اندیشه!

اندیشه ای که پشت دیوارهای قطور و سر بفلک کشیده  ی روزمرگی گم شده است

و آواره و سرگردان به دنبال ویرانه ای می گردد

تا در آن حلول کند

ویرانه ای که روزی بر آن کاخ عظیمی از کبر ، خودخواهی و دنیا طلبی بنا شده بود و اینک این ویرانه به انتظار دست هایی است برای آشیانه شدن ، آشیانه ای سرشار از یک رنگی و صداقت

عشق یعنی رفتن! شدن! صعود

گرچه " سقوط آنکه بیشتر صعود کرده خطرناکتر است"

اما! اما نبودن، هرگز نبودن از بودن در میان لجنزار مستی و بی خودی سرشار از بودن است.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 23:33 |

جلداین کتاب با نگاهی به عملکرد برنده جایزه صلح نوبل 2003 پس از دریافت جایزه، به  گام هایی اشاره کرده است که شیرین عبادی می توانست برای احقاق حقوق ملت ایران بردارد، اما برخلاف آنچه که هوادارانش انتظار داشتند مسیر دیگری را انتخاب کرد.

 بر اساس این گزارش، عاطفه تلقانی در این کتاب با روایت خاطرات خود، از چگونگی آشنایی اش با انجمن حمایت از حقوق کودکان و همکاری با آن انجمن همزمان با انتخاب خانم شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه صلح در سال 2003 سخن می گوید و به عوامل و دلایلی اشاره دارد که سبب شد تا قلم به دست بگیرد و طی یک مقاله مطبوعاتی به نقد عملکرد برنده ایرانی جایزه صلح نوبل بپردازد.

این گزارش می افزاید، کتاب "صلح در اکتبر 2003 " در دو نسخه کاغذی و الکترونیکی قابل استفاده است که بخش عمده کتاب مربوط به خاطراتی است که نویسنده از دانش آموزان افغان خانه کودک ناصرخسروی تهران روایت می کند و از آن جا که وی پیش از بازگشت دانش آموزانش به افغانستان با ایشان مصاحبه ویدئویی داشته است، نسخه الکترونیکی کتاب شامل ویدئوهای کوتاه مرتبط با مطالب نوشته شده است.

تلقانی اضافه کرد: علاوه بر این، کتاب دارای دو فیلم مستند و همچنین چند گزارش خبری است که مستند "گزارش از یک زندگی خاکی" ساخته خاطره حناچی می باشد و گزارش های خبری تلویزیونی هم توسط محمدرضا احمدی تهیه و تولید شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه نوزدهم مهر 1392 و ساعت 7:1 |

صلح در اکتبر ۲۰۰۳ به رونمایی رسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه یازدهم مهر 1392 و ساعت 6:19 |

قرار نبود اما اتفاق افتاد و راز گل آقا از تلویزیون پخش شد. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه هفتم شهریور 1392 و ساعت 23:44 |

در جایگاه مادر یک پسر ۱۷ ساله این سریال برایم جذابیت داشت تا بدانم دختر ۱۸-۱۷ ساله ای که در این سریال به عنوان مشت نمونه خروار از جامعه دختران تی نیجر به نمایش گذاشته شده ، دارای چه رفتار و گفتار و اندیشه ای است. هر بار که  یکی از قسمت های سریال به پایان می رسید با خودم  می گفتم که اگر دختران نوجوان اینگونه اند، خدا را شکر که دختر ندارم! اما دختران جامعه ایران بدین سان نیستند که سازندگان این سریال نمونه ی شان را به تصویر کشیدند که اگر باشند وای به احوال آموزش و پرورش، و وای به احوال نسل بعدی این جامعه، وای به احوال... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 و ساعت 7:25 |

مجوز چاپ دوم کتاب صلح در اکتبر ۲۰۰۳ صادر شد، ویراست دوم وقت بسیاری رو ازم گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفتم مرداد 1392 و ساعت 9:6 |

از اواخر اردیبهشت در تحریریه انتخابات شبکه خبر اخبار کاندیداها رو رصد می کردم و تدوین و پخش اون رو پی گیر بودیم. آقای زابلی زاده، مدیر شبکه خبر به اعضای تحریریه تاکید کرده بود هنگام انتخاب سخنان نامزدها برای پخش اخبار، نقش یکی از هواداران پر و پا قرص شخص مذکور رو ایفا و عدالت رو رعایت کنیم.

فرصت بسیار خوبی بود برای من که با اندیشه  و برنامه های نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری آشنا بشم. هر چند از سوی  ستاد برخی کاندیداها حرف و ایرادهایی بر عملکرد صدا و سیما وارد شد اما بی انصافی بود در حق تحریریه انتخابات شبکه خبر، چرا که  حقیقتا زمان تایم کد زدن راش های سخنرانی  نامزدها واقعا علایق شخصی مون رو کنار می گذاشتیم، و انصافا مدیران هیچگونه اعمال نظری نداشتند. از طرف دیگه برخی نامزدها  برخی روزها کم کار بودن و تبلیغات چهره به چهره نداشتن و ما ناگزیر بودیم  بخش دیگه ای از سخنان روز گذشته شون در تلویزیون رو برای پخش انتخاب کنیم.  گاهی اوقات هم تصاویر شهرستان ها به دستمون نمی رسید و مصیبت داشتیم. هر چند همکاران خبرنگار و تصویر بردار و مدیر پشتیبانی واقعا تلاش می کردن که به موقع تصاویر رو دریافت کنیم.

به هر حال از پیش تعیین نشده بود کاندیدایی که هر روز یکی از ما پنج نفر برنامه هاش رو پیگیری می کردیم. به طنز هم که شده هر روز یکی از این هشت نفر کاندیدای محبوبم بود. البته نه هشت نفر که  وعده های برخی فقط ایده بود و غیر قابل اجرا و درباره اون اشخاص نظری نداشتم و برای اینکه مدیون مردم نشم از دیگر همکارام می خواستم که  اخبار شخص دیگه ای رو  رصد و پیگیری کنم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 و ساعت 11:13 |

امروز چهل ساله شدم. و چهل سالگی یعنی اینکه بایست و نگاهی به پشت سر داشته باش و یکبار دیگر به خودت نگاه کن و ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه یکم خرداد 1392 و ساعت 5:38 |

دوباره برگشتم به اتاق خبر. فکر نمی کردم که دوباره برگردم ، البته به تحریریه اخبار انتخابات آمده ام و برای مدتی کوتاه. این روزها روزهای پر استرس و پر مشغله ای دارم و کار سخت تر و پر مشغله تر هم می شه. به هر حال کاریش نمی شه کرد اما امیدوارم انتخابات به مرحله دوم کشیده نشه!

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 و ساعت 6:51 |

 

اگر درباره تولید مستند راه گل آقا می خواهید، این پست را مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 و ساعت 18:12 |

فاطمه تسليم است. تسليم امر قدسي و اين بار نيز به صحنه مي آيد. به تنهايي روزهاي كودكي. سالهايي كه به شش نرسيده به درجه رفيع ام ابيها نائل گشت.صحنه صحنه نامرديست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 و ساعت 10:2 |

سنگ قبر وسط مان یود. روبه روی آرمان نشستم. دوباره تلفن اش زنگ خورد و خاموشش کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و پنجم آذر 1391 و ساعت 8:40 |

این روزها فضای سیاسی کشور متاسفانه سرشار از انتقاد و واکنش به انتقادها شده است. دوستی از انتقادهایی  که این اواخر متوجه اش شده می گفت،و از پاسخ هایش؛ و من گفتم: از سال ۸۹ که آقای محمدزاده، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شدند ۵ خبر از این معاونت در اخبار ۲۰ پخش کردیم.سه خبر منفی و دو خبر مثبت. سه خبری که اتفاقا مثبت نبود را من تنظیم کردم. یادم می آید تیتری که برای یکی از سایه روشن ها زده بودم خیلی تند بود و همکارانم شگفت زده بودند از این کارم. گفتم: خُب به نظر من تیتر مناسبی است. سردبیر موافقت کرد. تیتر به واحد گرافیک ارسال شد. گوینده در کابین آن را خواند و تهیه کننده نیز تصاویر مرتبط را آماده کرد. پیش از پخش اخبار تحریریه را ترک کردم. این کار همیشگی ام بود. در مسیر منزل زنگ زدم روی گوشی جناب محمدزاده و گفتم: استاد امشب خبری در ۲۰ پخش می شود که شاید ناراحت تان کند. خبر را من تنظیم کردم و نه شخص دیگری، گفتم پیش از این که دیگران بگویند! استاد گفت: لابد ضرورت داشته که آن خبر را پخش کنید. در ادامه به آن دوست گفتم: نکته مهم این واکنش این بود که در همان زمان نیز صحبت بر این بود که مستند "راز گل آقا" با حمایت معاونت مطبوعاتی تولید شود و مهم تر این که پخش این خبر منفی و اخبار بعدی هرگز تاثیری بر تصمیم آقای معاون نداشت.   آن دوست این خاطره را که شنید، گفت: کاش به جای واکنش و پاسخ گویی به انتقادات من نیز چنین می گذشتم.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه بیستم آذر 1391 و ساعت 8:10 |
یکسال و اندی است که در ماهنامه "راه رشد" به صاحب امتیازی ستاد احیای امر به معروف قلم می زنم و هر ماه یک داستان کوتاه می نویسم.

                          با اینکه فرصت نداشتم به توصیه مادرم  فیلم " من مادر هستم" را به تماشا نشستم و در تمام لحظات با خود می اندیشیدم که چندین داستان و چند هزار صفحه کتاب و مجله به اندازه این فیلم می تواند درباره قبیح بودن روابط آزاد و پیامدهای آن هشدار دهنده باشد؟!

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه سیزدهم آذر 1391 و ساعت 8:6 |

اواخر اسفند ۹۰ بود که از من خواسته شد مستندی درباره آسیب های مطبوعات ایران تهیه و تولید کنم. موضوع اگرچه گسترده و چالش برانگیز اما ارزش به جان خریدن دردسرهایش را داشت. آنقدر ارزش داشت که شش ماه از زندگیم را صرفش کردم. 

     بگذریم از مسائل و مشکلات ساخت این مستند، امروز میزبان کسی بودم که علاقه بسیاری برای ورود به حوزه مطبوعات از خود نشان می داد. هر چه از دشواری های کار می گفتم تا فکر ورود به عرصه خبر را از سر به در کند، زیر بار نمی رفت که نمی رفت تا این که ده دقیقه از مستند ۸۰ دقیقه ای "پشت ویترین مطبوعات" را به تماشا نشست. پس از آن بلند و شد و خداحافظی کرد و رفت....

مستند "پشت ویترین مطبوعات" چیزی که نداشت حداقل یکی از آدمای روی زمین رو عاقبت به خیر کرد.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه نهم آذر 1391 و ساعت 0:49 |

سایت اعتدال- عاطفه تلقانی:باید پذیرفت که قطار پیشرفت تکنولوژی با انجام عملیات سلبی متوقف نمی شود، و حتی اگر نیروی انتظامی با انتشار آمار و اخبار در خصوص کاهش بدحجابی ناشی از جمع آوری ماهواره ها این واکنش سلبی را توجیه کند، در آینده نه چندان دور شاهد گیرنده های ماهواره ای خواهیم بود که­ از تیررس ماموران نیروی انتظامی خارج است. ضرورت دارد که به جای ارعاب و تهدید و خشونت در کوچه و خیابان ها به راه هایی موثرتری اندیشید. زیرا به قول شهید سید مرتضی آوینی: "انسان را نمی­توان با تازیانه به راه حق کشید، راه حق راهی­ست که اگر با اختیار انتخاب نشود بی­ فایده است....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه بیستم مرداد 1391 و ساعت 13:15 |
درد من! درد نان و شعر و ایمان نیست

بودن و چگونه بودن نیست       درد من هیچگاه نبودن نیست

درد من غربت است و تنهایی

در هجوم لحظه های بیداری

                                    کاش من دوباره می مردم

                                                                      مثل آن روزهای تکراری

-----------

انگاری سوء تفاهم شده و برخی اشتباه برداشت کردن! مطلب بالا رو ۱۹/۱/۸۳ نوشتم.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 و ساعت 22:37 |

در زمان محدود نمی شه نامحدود بود. به این جمله ایمان دارم. امروز درخواست مرخصی سه ماهه دادم و قصد دارم از این مرخصی بهترین استفاده رو داشته باشم و امیدوارم فیلم مستند "راز گل آقا" همزمان با سالروز تولد زنده یاد صابری رونمایی بشه.

راستی! منتظر خبری درباره سه گانه " در مسیر خبر، برداشت کاغذی و حلقه آخر" باشید. مستندها درباره آسیب های مطبوعات ایرانه که تماشایی ست و وقت زیادی ازم گرفت.

-------------------- عنوان این مستندها به " پشت ویترین مطبوعات" تغییر کرد۰

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در سه شنبه بیستم تیر 1391 و ساعت 19:19 |

هنگام آشپزی باز پخش بی بی سی فارسی را تماشا می کردم. موضوع درباره اکران نوروزی و همزمان فیلم های گشت ارشاد ،قلاده های طلا و زندگی خصوصی بود. منتقد برنامه یکدست نبودن تصمیم گیرندگان در معاونت سینمایی ارشاد را علت بر روی پرده آمدن گشت ارشاد و زندگی خصوصی اعلام کرد و از شایعه ها گفت و گفت که ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه نهم فروردین 1391 و ساعت 9:19 |

خبر توقیف گشت ارشاد رو شنیدم و متاسف شدم. بر این فیلم نقدهای بسیاری دارم اما بی تردید توقیف این دست فیلم ها تصمیم درستی نیست و تنها فرصت رو برای شبکه ها و سایت های خبری معاند نظام فراهم می کنه.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفتم فروردین 1391 و ساعت 13:45 |

منتقد بی بی سی فارسی معتقده که اکران نوروزی و همزمان فیلم های گشت ارشاد و قلاده های طلا در کشورمون ناشی از یکدست نبودن تصمیم گیرندگان در معاونت سینمایی ارشاده و جالبه که این شبکه خبری مدعی بی طرفی اکران همزمان فیلم هایی که قرابتی با هم ندارن رو اینچنین تفسیر می کنه!  

اگرچه فیلم گشت ارشاد حدود ۲۶ سال دیرتر از زمان خود ساخته و اکران شده و نسبت نزدیکی با معضلات، موضوعات و مسایل پیچیده ی امروزه نداره و همچنین به شدت به اعتقادات منتسب به اعتقادات شیعی تاخته اما عقل سلیم اکران همزمان فیلم هایی چون قلاده های طلا و گشت ارشاد رو نشانه ی دموکراسی تو روز روشن می دونه.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه ششم فروردین 1391 و ساعت 22:19 |

پس از چهار ساعت جلسه با مشاوران فیلمنامه مستندی درباره آسیب های مطبوعات ایران  آن هم در آخرین جمعه سال ۹۰ تصمیم گرفتیم به تماشای فیلمی بنشینیم که شنیده بودیم سیاسی ترین فیلم تاریخ ایران است.

واژه سیاسی ترین توقع بسیاری در ذهنم ایجاد کرده بود. شنیده بودم که کارگردان برای نگارش فیلمنامه تحقیقات بسیاری انجام داده است و این نیز بر توقع ام افزوده بود اما قصه ای که در فیلم دنبال می شد بسیار ضعیف تر از تبلیغات و هیاهویی بود که ادعا می شد. در نقدی از حسین سلطان محمدی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران خوانده بودم: "قلاده‌های طلا داستان خاصی نداشت و یک مستند بازسازی شده و اکشن پلیسی با نشانه‌های روشن از رویدادهای سیاسی سال ۱۳۸۸ را به مخاطب ارائه کرده است" اما به نظرم حقیقت رویدادهای سیاسی دو سال پیش بسیار فراتر از آن چیزی بود که در قاب سینما به تماشا نشستم و حتی شخصیت پردازی خواهر و برادر دوقلوی فیلم به اندازه ای ضعیف بود که هرگز نماینده ی دو نگرش سیاسی برابر هم در انتخابات به شمار نمی آمدند.

از تماشای فیلم بدم نیامد اما به طرفداران این فیلم توصیه می کنم هنگام تعریف و تمجید از آن واژه سیاسی ترین را در کنار فیلم قرار  ندهند. برگردیم به فیلم سینمایی قلاده های طلا که توصیه می کنم در تعطیلات نوروز به تماشایش بنشیند. از نظر من این فیلم تنها قطعه ای کوچک از آیینه ی شکسته ی حقیقت است. 

 

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 و ساعت 14:46 |
دو روز پیش(۲۹ بهمن) مرخصی بودم و در محل کار حاضر نشدم و خبرها رو هم رصد نکردم. چند دقیقه پیش وقتی تیتر خبر چه کسی بر مریم بهروزی نماز خواند را خوندم فکر کردم شوخیه. روی خبر کلیک کردم نخواستم باور کنم، در اینترنت جستجو کردم به امید اینکه مریم بهروزی دیگه ای بوده باشه اما! از همکارم پرسیدم: مریم بهروزی تموم کرد؟ سرش رو که پایین آورد، اشک هام جاری شد. 
خانم بهروزی رو تنها از طریق برنامه های تلویزیونی می شناختم. هر چند تعداد برنامه های گفتگو محوری که با حضور ایشان تماشا کردم بسیار محدود بود اما به او ایمان داشتم و دلم قرص بود که او با مقبولیتی که داره کاستی های موجود در قوانین رو پی گیری می کنه بدون اینکه جرات کنند به او انگ فمنیستی بزنن. یادمون باشه که خانم بهروزی برای قانون شدن ارث بری زن از زمین خیلی تلاش کرد. کاش گل مریم به این زودی با دنیا خداحافظی نمی کرد... 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه یکم اسفند 1390 و ساعت 19:36 |

از اونجا که فرصت نگارش مطلب جدیدی درباره انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی رو ندارم برای این پست یادداشتی که در آستانه هشتمین انتخابات مجلس نوشتم انتخاب کردم. متاسفانه هنوز هم گرفتار همان وعده و وعیدهای  انتخاباتی هستیم.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 و ساعت 19:43 |

 

اعتدال : عاطفه تلقانی در وبلاگ سپهر عاطفه نوشت: خبر آرایش موی سر زنان به دست مردان را خواندم و متاسف شدم، اما مشاهده خبر انتصاب کیوان سهرابی به سمت مدیر اجرایی کارگروه ساماندهی مد و لباس از سوی حمید شاه آبادی رئیس  این کارگروه سبب شگفتی ام شد.

 

به خصوص این که در ادامه این خبر آمده بود : پیش از سهرابی آقای عیسی کشاورز  در این سمت فعالیت می کرده است. با قرار گرفتن این دو خبر در کنار هم به نظر می رسد که مسئولان فرهنگی کشور باید بیشتر به عواقب اختلاط کار زنانه و مردانه بیندیشند.

 

هنگامی که وزارت ارشاد ساماندهی مد و لباس زنان را بر عهده مردان می سپارد، سپردن دیگر مسایل زنانه به دست مردان از سوی کسانی که با مرزهای عفاف و حجاب آشنا نیستند عجیب نخواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 15:55 |