Dr. Ibrahim Awwad Al-Badri known as Abu Bakr al-Baghdadi

About nine months ago, on the first Friday of Ramadan 1435 AH, corresponding

with July 2014, in a mosque in the Iraqi city of Mosul, you announced yourself as

Caliph and said: “Though I am not the best of you, so if you see that I am right,

assist me,” And you added: “If you see that I am wrong, advise me and put me on

the right track.”

And I, Atefeh Talqani, forty- two year old Muslim woman hereby announce that I

think you are not right and I ask you to stop massacring innocent people and follow

Islamic orders. Your forces have raped and massacred Izadi children, women and

men in the most brutal way; your forces have massacred the people who have

never been enemy to God and all believe in monotheism. And with regard to what

God says in Holy Quran that,

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ

رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.

“Those who believe, those who follow the Jewish scriptures, and the Sabians and

the Christians,- any who believe in God and the Last Day, and work

righteousness,- on them shall be no fear, nor shall they grieve”, and also with

regard to what the Holy Quran says that there is no obligation in religion, it can be

conceived that you invite people to the right, while you follow satanic orders.

And I remind you, who hold PhD in Islamic studies, that Islam was emerged to

spread peace in the world.

Preventing from hostility among nations is one of the fundamental principles of

Islam and peace accords agreed during the Islamic history, clearly proves this fact.

It is also necessary to mention that Islam considers relationship and coexistence

with other nations and religions as an essential principle in its system.

Your inhumane acts and behavior shows you are not assigned to that “big trust”

you talk about by God, but rather by Satan.

And you think by holding black standards that the name of “Mohammad, the

Messenger of God” has written down on them unrightfully, you can spread

darkness over the Islamic lands?!

Which religion or belief except satanic beliefs issues murdering people brutally?!

Which angel but Satan promised to make people go astray and made Adam fall to

the earth?

«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَ لاَ تَفَرَّقُواْ »

“Hold fast to the rope of Allah and don’t separate.”

Our duty as Muslims is to perform this ayah of Holy Quran and I as a Muslim

woman ask my Muslim brothers and sisters to remove the name you have chosen

for yourself as “Abu Bakr” and instead give you a title which suits your behavior,

deeds and orders so that by repetition of your name in the news, the memory of

Prophet’s Sahaba would not be reminded for Muslims.

And I, Atefe Talqani, as a Muslim woman urge all Muslim women and girls not to

be affected by the false news and by joining satanic cults for Jihad al-Nikah under

the pretext of a holy act not to boost cruel forces of ISIL, Al-Nusrah, Al-Qaeda,

Boko Haram, Taliban and other cults which have nothing to do with Islam.

As a journalist I also ask the world news society to inform people of the lies of

Satanic cults of ISIL, Al- Nusrah, Al-Qaeda, and Boko Haram on being Islamic.

I also ask the western media outlets that instead of spreading hatred against

Muslims, tell the truth and not to be hopeful that by tarnishing the image of Islam

among the followers of other religions, they can pave the way for the growth of

some people.

While I condemn murdering Charlie Hebdo journalists by ISIL terrorists, I note

that telling the truth is much different with the act of the journalists to draw the

caricature of ISIL terrorists’ leader.

And I understand God’s swear to the value of pen, when He says  « ن وَالْقَلَمِ وَمَا

يَسْطُرُونَ »   and I believe that pen is the best weapon against Satan.

Islam means submission to the will of God and this is the common chapter

between all religions. Excess and negligence makes everyone away from the

monotheistic circle. Those who call themselves Extremist Muslims, Extremist

Christians, or Extremist Jews have chosen some parts of religion based on bias,

complexes, deprivation or their own Satanic imaginations in order to cover up their

deeds.

 Islam means submission to the will of God, and the Creator of the universe has

allowed to the humans to enjoy all the heavens and earth’s gifts only in case they

do respect their fellowmen and not to violate each other’s rights. Worshipping God

Almighty and respecting other people’s rights is the foundation of all monotheistic

religions and is the common chapter of all theist humans.

Therefore as concurrent with calling yourself the Caliph nine months ago, you

said:“If you see that I am wrong, advise me and put me on the right track”, I will

tell you that just like many faithful, free people and noble women,  I do not think

you are right. And I suggest you to return to the right track before your death,

because God has opened the gates of forgiveness. However about the right of

people, children, women and men who have been murdered by your command, I

don’t have any suggestion for you.

At the end I emphasize that the Creator of the Universe has given the good news

that the truth comes and the falsehood vanishes.

Atefe Talqani

Journalist

سلام. لازم به توضیح است که در زمان نگارش یادداشت، و در یادداشتی که در سایت های داخلی منتشر شده است، خودم را به عنوان یک زن مسلمان شیعه معرفی کرده ام. اما با توجه به این که یادداشت به زبان های دیگر ترجمه شده، و برای حفظ وحدت مسلمانان همچنان که خودم را یک زن شیعه و پیرو حضرت زهرا (س) و دختر بزرگوار ایشان زینب کبری(س) می دانم، به مترجمان اجازه داده ام که عنوان شیعه را ترجمه نکنند.

از سوی دیگر لازم به ذکر است که واکنش های جالبی نسبت به این یادداشت صورت گرفت، اما تردیدی در من ایجاد نکرده است. عکسی که در کنار خبر منتشر شده، آگاهانه بوده است، و خطرات احتمالی پیش بینی شده است. ممنونم از کسان و دوستان عزیزی که نگران هستند.

معلم شهید دکتر علی شریعتی: خدایا! تو چگونه زیستن را به من بیاموز، مردن را خود خواهم آموخت.

                                                                                        بیستم اسفندماه 1393

-----

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر ابراهیم عواد البدری ملقب به ابوبکر بغدادی

  حدود 9 ماه پیش یعنی در نخستین جمعه رمضان 1435 مصادف با جولای 2014 شما در مسجدی واقع در شهر موصل عراق طی یک سخنرانی، خود را خلیفه نامیدید و اعلام کردید که « هر چند بهترین شما نیستم اما اگر مرا بر حق می دانید به من یاری دهید. » و در ادامه اضافه کردید « اگر مرا بر حق نمی دانید به راه حق برگردانید » 

 

     و اکنون من عاطفه تلقانی، زن 42 ساله مسلمان ایرانی اعلام می کنم که شما را بر حق نمی دانم، و از شما دعوت می کنم که از کشتار انسان های بی گناه دست بکشید و از دستورات اسلام تبعیت کنید. زیرا کودکان، زنان و مردان ایزدی، مسیحی و مسلمانی که به­ دست نیروهای تحت فرمان شما به وحشیانه ترین شکل مورد تجاوز قرار گرفته و به قتل رسیده اند، نه تنها دشمن خدا نبوده و نیستند بلکه جملگی دارای دین توحیدی بوده و هستند، و با توجه به این که در کتاب مقدس ما قرآن آمده است:   

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ. محققا کسانى که ایمان آوردند و آنها که یهودى شدند و مسیحیان و صابئیان، هر کدام  به خدا و روز قیامت ایمان آورد و عمل صالح کند، پاداش آنها نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه خوفى بر آنهاست و نه غمگین شوند.

قرآن کریم همچنین می فرماید:« لااکراه فی الدین» اجباری در دین نیست،  می توان دریافت، شما در حالی مردم را به حق دعوت  می کنید که فرامین شیطان را در دستور کار خود قرار داده اید.  

                                  و به شما که در رشته حقوق اسلامی تحصیل، و مدرک دکترای خود را در رشته دانشگاهی علوم قرآنی دریافت کرده اید، یادآور می شوم که اسلام براى تحقق بخشيدن و گسترش صلح در ميان ملت‏ ها ظهور کرد. جلوگيرى از بروز روابط خصمانه میان ملت ‏ها و در میان دولت‏ ها از اصول بنیادین دین مبین اسلام است، و پیمان های صلح در تاریخ اسلام به روشنی این اصل را گواهی می دهند. و ضرورت دارد که یادآور شوم اسلام، ارتباط و همزيستى با اديان و ملل را به صورت اصل و قاعده اساسى در نظام تشريع خود در نظر داشته است.

     اعمال و رفتار غیرانسانی شما نشان می دهد، « امانت بزرگ » که از آن سخن می گویید نه از سوی « الله » که از سوی شیطان به شما واگذار شده است، و تصور می کنید که با اهتزاز پرچم های سیاهی که به ناحق نام « محمد رسول الله » بر آن نوشته شده است، می توانید ظلمت و تاریکی را در سرزمین­ های اسلامی مستولی کنید. به راستی که به جز شیطان و اندیشه های شیطانی کدام دین و مسلک مجوز قتل عام وحشیانه انسان ها را صادر می کند! به جز شیطان کدام فرشته یا جن در پیشگاه « الله » سوگند یاد کرد که برای گمراهی انسان ها از قرار گرفتن در صراط مستقیم، ناحق را حق جلوه دهد و زمینه سقوط آدمی را فراهم کند؟

     «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَ لاَ تَفَرَّقُواْ » و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد. وظیفه ما در جایگاه مسلمان اجرای این آیه از کتاب مقدس است، و من در جایگاه یک زن مسلمان، از تمامی خواهران و برادران مسلمانم می خواهم که عنوان ابوبکر را که شما برای خود انتخاب کرده اید، از شما بستانند و لقبی به شما نسبت دهند که شایسته اعمال، رفتار و دستورات شماست، تا بواسطه تکرار نام شما در صدر اخبار یاد « صحابه پیامبر » در نزد مسلمانان تداعی نشود. 

     و من عاطفه تلقانی، زن مسلمان ایرانی از تمامی زنان و دختران مسلمان و دیگر ادیان درخواست می­ کنم که تحت تاثیر اخبار غیرواقعی قرار نگیرند و با ملحق شدن به فرقه های شیطانی و به بهانه جهاد نکاح، اسباب تقویب روحی و روانی نیروهای تحت فرمان سرکرده های بی رحم و خشن داعش، النصره، القاعده، بوکوحرام، طالبا و دیگر فرقه­ هایی که هیچگونه سنخیتی را با اسلام ندارند، فراهم نکنند.

      همچنین به عنوان یک خبرنگار از جامعه خبری سراسر جهان درخواست می کنم که به روشنگری همه جانبه در خصوص دروغ های فرقه های شیطانی داعش، النصره، القاعده و بوکوحرام مبنی بر اسلامی بودن آن بپردازند. به رسانه های غربی یادآور می شوم که به جای ایجاد رعب و وحشت در میان افکار عمومی نسبت به مسلمانان، به بیان حقیقت بپردازند، و امیدوار نباشند که با تخریب وجهه مسلمانان در میان پیروان دیگر ادیان توحیدی می توانند اسباب رشد انسان ها را فراهم کنند. و لازم به ذکر است که روشنگری و بیان حقیقت، با آنچه که کاریکاتوریست های شارلی ابدو در خصوص کشیدن کاریکاتور سرکرده داعش، انجام دادند بسیار متفاوت است، و در همین حال قتل و کشتار روزنامه نگاران شارلی ابدو توسط تعدادی از نیروهای تروریستی داعش را کاملا محکوم می کنم، و « ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ » سوگند پروردگار به ارزش قلم را درک می کنم، و معتقدم که قلم برنده ترین سلاح در مقابل شیطان است.

     اسلام یعنی تسلیم شدن در پیشگاه «الله» و این فصل مشترک تمامی ادیان است. افراط و تفریط، هر انسانی را از دایره توحیدی دور می سازد. آن کسان که خود را مسلمان افراطی، مسیحی افراطی، یهودی افراطی می نامند، بر اساس تعصب ها، عقده ها و محرومیت ها یا بر اساس خیالات شیطانی خود بخشی از دین را برگزیده اند تا بر اساس آن بر حقارت های شخصیتی خود سرپوش بگذارند. اسلام یعنی تسلیم شدن در پیشگاه «الله» خالق جهان، و آفریننده جهان به انسان ها اجازه داده است که از تمامی مواهب و نعمت های زمین و آسمان بهره مند شوند، به شرط آن که به همنوعان خود احترام بگذارند، و به حقوق یکدیگر تجاوز نکنند. پرستش پروردگار یکتا و رعایت حقوق دیگران، بنیان تمامی ادیان توحیدی، و فصل مشترک تمامی انسان­های موحد است.

   بنابراین همانگونه که 9 ماه پیش همزمان با خلیفه خواندن خود، گفتید که « اگر مرا بر حق نمی دانید به راه حق برگردانید » به شما می گویم که من نیز مانند بسیاری از انسان های مومن، آزاده و زنان شریف شما را بر حق نمی دانم، و پیشنهاد می کنم تا پیش از فرا رسیدن مرگ تان به راه حق بازگردید که درهای بخشش خداوند بخشایشگر همواره باز است، البته در خصوص حق الناس و حق کودکان، زنان و مردانی که به دستور شما با قساوت تمام به قتل رسیده اند، هیچگونه پیشنهادی به ذهنم خطور نمی کند. در پایان تاکید می کنم، به خاطر داشته باشید که خالق جهان بشارت داده است: حق می آید و باطل نابود خواهد شد. حقّا که باطل همواره نابود شدنى است.

                                                                                                 عاطفه تلقانی

                                                                                               خبرنگار زن ایرانی

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 23:48 |
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر ابراهیم عواد البدری ملقب به ابوبکر بغدادی

حدود 9 ماه پیش یعنی در نخستین جمعه رمضان 1435 مصادف با جولای 2014 شما در مسجدی واقع در شهر موصل عراق طی یک سخنرانی، خود را خلیفه نامیدید و اعلام کردید که « هر چند بهترین شما نیستم اما اگر مرا بر حق می دانید به من یاری دهید. » و در ادامه اضافه کردید « اگر مرا بر حق نمی دانید به راه حق برگردانید »

و اکنون من عاطفه تلقانی، زن 42 ساله مسلمان ایرانی اعلام می کنم که شما را بر حق نمی دانم، و از شما دعوت می کنم که از کشتار انسان های بی گناه دست بکشید و از دستورات اسلام تبعیت کنید. زیرا کودکان، زنان و مردان ایزدی، مسیحی و مسلمانی که به­ دست نیروهای تحت فرمان شما به وحشیانه ترین شکل مورد تجاوز قرار گرفته و به قتل رسیده اند، نه تنها دشمن خدا نبوده و نیستند بلکه جملگی دارای دین توحیدی بوده و هستند، و با توجه به این که در کتاب مقدس ما قرآن آمده است:

 

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ

 

محققا کسانى که ایمان آوردند و آنها که یهودى شدند و مسیحیان و صابئیان، هر کدام به خدا و روز قیامت ایمان آورد و عمل صالح کند، پاداش آنها نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه خوفى بر آنهاست و نه غمگین شوند

 

قرآن کریم همچنین می فرماید: « لااکراه فی الدین» اجباری در دین نیست، می توان دریافت، شما در حالی مردم را به حق دعوت می کنید که فرامین شیطان را در دستور کار خود قرار داده اید.

و به شما که در رشته حقوق اسلامی تحصیل، و مدرک دکترای خود را در رشته دانشگاهی علوم قرآنی دریافت کرده اید، یادآور می شوم که اسلام براى تحقق بخشیدن و گسترش صلح در میان ملت‏ ها ظهور کرد. جلوگیرى از بروز روابط خصمانه میان ملت ‏ها و در میان دولت‏ ها از اصول بنیادین دین مبین اسلام است، و پیمان های صلح در تاریخ اسلام به روشنی این اصل را گواهی می دهند. و ضرورت دارد که یادآور شوم اسلام، ارتباط و همزیستى با ادیان و ملل را به صورت اصل و قاعده اساسى در نظام تشریع خود در نظر داشته است.

 

اعمال و رفتار غیرانسانی شما نشان می دهد، « امانت بزرگ » که از آن سخن می گویید نه از سوی « الله » که از سوی شیطان به شما واگذار شده است، و تصور می کنید که با اهتزاز پرچم های سیاهی که به ناحق نام « محمد رسول الله » بر آن نوشته شده است، می توانید ظلمت و تاریکی را در سرزمین­ های اسلامی مستولی کنید. به راستی که به جز شیطان و اندیشه های شیطانی کدام دین و مسلک مجوز قتل عام وحشیانه انسان ها را صادر می کند! به جز شیطان کدام فرشته یا جن در پیشگاه « الله » سوگند یاد کرد که برای گمراهی انسان ها از قرار گرفتن در صراط مستقیم، ناحق را حق جلوه دهد و زمینه سقوط آدمی را فراهم کند؟

 

«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَ لاَ تَفَرَّقُواْ » و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید. وظیفه ما در جایگاه مسلمان اجرای این آیه از کتاب مقدس است، و من در جایگاه یک زن شیعه مسلمان، در این روزها مانند همه شیعیان جهان، سوگوار زخم ها و رنج هایی هستم که بر « فاطمه زهرا » آخرین دختر «محمد رسول الله» گذشت، و با وجود این غم سنگین، با تاسی از « علی بن ابی‌طالب » همسر « فاطمه» وصی و برادر و جانشین « محمد رسول الله » که بر وحدت مسلمانان تاکید داشتند، از تمامی خواهران و برادران اهل تسنن و سایر مذاهب می خواهم که عنوان ابوبکر را که شما برای خود انتخاب کرده اید، از شما بستانند و لقبی به شما نسبت دهند که شایسته اعمال، رفتار و دستورات شماست، تا بواسطه تکرار نام شما در صدر اخبار یاد «ا بوبکر خلیفه اول راشدین » در نزد مسلمانان تداعی نشود.

 

و من عاطفه تلقانی، زن شیعه مسلمان، از تمامی زنان و دختران اهل تسنن و دیگر مذاهب و ادیان درخواست می­ کنم که تحت تاثیر اخبار غیرواقعی قرار نگیرند و با ملحق شدن به فرقه های شیطانی و به بهانه جهاد نکاح، اسباب تقویب روحی و روانی نیروهای تحت فرمان سرکرده های بی رحم و خشن داعش، النصره، القاعده، بوکوحرام و دیگر فرقه­ هایی که هیچگونه سنخیتی را با اسلام ندارند، فراهم نکنند.

 

همچنین به عنوان یک خبرنگار از جامعه خبری سراسر جهان درخواست می کنم که به روشنگری همه جانبه در خصوص دروغ های فرقه های شیطانی داعش، النصره، القاعده و بوکوحرام مبنی بر اسلامی بودن آن بپردازند. به رسانه های غربی یادآور می شوم که به جای ایجاد رعب و وحشت در میان افکار عمومی نسبت به مسلمانان، به بیان حقیقت بپردازند، و امیدوار نباشند که با تخریب وجهه مسلمانان در میان پیروان دیگر ادیان توحیدی می توانند اسباب رشد انسان ها را فراهم کنند. و لازم به ذکر است که روشنگری و بیان حقیقت، با آنچه که کاریکاتوریست های شارلی ابدو در خصوص کشیدن کاریکاتور سرکرده داعش، انجام دادند بسیار متفاوت است، و در همین حال قتل و کشتار روزنامه نگاران شارلی ابدو توسط تعدادی از نیروهای تروریستی داعش را کاملا محکوم می کنم، و « ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ » سوگند پروردگار به ارزش قلم را درک می کنم، و معتقدم که قلم برنده ترین سلاح در مقابل شیطان است.

 

اسلام یعنی تسلیم شدن در پیشگاه «الله» و این فصل مشترک تمامی ادیان است. افراط و تفریط، هر انسانی را از دایره توحیدی دور می سازد. آن کسان که خود را مسلمان افراطی، مسیحی افراطی، یهودی افراطی می نامند، بر اساس تعصب ها، عقده ها و محرومیت ها یا بر اساس خیالات شیطانی خود بخشی از دین را برگزیده اند تا بر اساس آن بر حقارت های شخصیتی خود سرپوش بگذارند. اسلام یعنی تسلیم شدن در پیشگاه «الله» خالق جهان، و آفریننده جهان به انسان ها اجازه داده است که از تمامی مواهب و نعمت های زمین و آسمان بهره مند شوند، به شرط آن که به همنوعان خود احترام بگذارند، و به حقوق یکدیگر تجاوز نکنند. پرستش پروردگار یکتا و رعایت حقوق دیگران، بنیان تمامی ادیان توحیدی، و فصل مشترک تمامی انسان­های موحد است.

 

بنابراین همانگونه که 9 ماه پیش همزمان با خلیفه خواندن خود، گفتید که « اگر مرا بر حق نمی دانید به راه حق برگردانید » به شما می گویم که نه تنها من بلکه بسیاری از انسان های مومن، آزاده و زنان شریف شما را بر حق نمی دانم، و پیشنهاد می کنم تا پیش از فرا رسیدن مرگ تان به راه حق بازگردید که درهای بخشش خداوند بخشایشگر همواره باز است، البته در خصوص حق الناس و حق کودکان، زنان و مردانی که به دستور شما با قساوت تمام به قتل رسیده اند، هیچگونه پیشنهادی به ذهنم خطور نمی کند. در پایان تاکید می کنم، به خاطر داشته باشید که خالق جهان بشارت داده است: حق می آید و باطل نابود خواهد شد. حقّا که باطل همواره نابود شدنى است.
                                                                                    عاطفه تلقانی
                                                                                         خبرنگار

                                                 

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 14:31 |
 
اهدای عطر گل محمدی به مادر خبرنگار کنجی گوتو (خبرنگار و مستندسازی که توسط داعش گردن زده شد) را سیره پیامبر اسلام و شیوه ه ای برای گفتگوی تمدن ها می دانم. خوشبختانه تا کنون 9000 ژاپنی از این خبر که در سایت رادیو ژاپنی مورد استفاده قرار گرفته بازدید کرده اند. آقای قرقانی مدیر رادیو ژاپنی و سرکار خانم یاماگوچی یکی از گویندگان و مجریان این شبکه رادیویی کمک های بسیاری در خصوص انتشار این خبر داشتند که از آنها سپاسگزارم.

イラン人女性ジャーナリストのアーテフェ・タルガーニーさんが、日本の安倍総理大臣に公開書簡を送付し、テロ組織ISISにより殺害された 日本人フリージャーナリストの後藤健二さんの家族のプライバシーや法律を守った上での、後藤さんの母・石堂順子さんへの同情と感謝の印として、イラン産の バラ水を贈呈できる方法を教示するよう求めました。


IRIBラジオ日本語が、タルガーニーさんのウェブログの内容として伝えたところによりますと、タルガーニーさんは、石堂順子さんへのバラ 水の贈呈を阻止されたことについて触れ、安倍首相に対し、真実と平和を追求する子どもを育て上げたことへの感謝の証として、後藤さんの家族のプライバシー や法律を守った上で、石堂順子さんにバラ水を贈呈できる方法を教示して欲しいとしています。
『2003年10月の平和』という書籍の著者でもある タルガーニーさんは、テロ組織ISISを悪魔の代表であるとし、「悪魔の集団であるISISは、偽りの主張により、黒旗に預言者ムハンマドの名前を書き連 ねてイスラムを主張しているが、実際のイスラムは平和と友好、愛情の宗教である」と語りました。

タルガーニーさんの書簡は以下の通り

 

 

慈悲深く慈愛あまねき神の御名において

 

日本の尊敬する首相

安倍晋三殿

 

ジャーナリストの後藤健二さんの勇敢な死に対して、哀悼の言葉を捧げます。私たちは、後藤さんを救出するためのあなたの努力をずっと見守ってきましたが、残念ながらそれは実を結ばず、日本の人々だけでなく平和を愛するすべての人を悲しませる結果となりました。

私はずっと後藤さんのお母様に何か贈り物を送り、彼女の心を慰められればと考えていますが、在テヘラン・日本大使館の規則によ り、それができず、やむなくあなたにお願いすることにしました。後藤さんのご家族のプライバシーを守った上で、真理と平和主義を追い求める一人の人間を育 てた感謝のしるしとして、後藤健二さんのお母様にバラの香水をお送りしたいのです。どうかそれができる方法をご教示ください。

イランではバラは国花であり、宗教の花でもあります。私の母国のある地域では、無数のバラ園があります。私の国でバラの香水を つけることは、最後の神の預言者であるムハンマドの行為のシンボルとされています。このためバラはイラン人の間で、「ムハンマドの花」として知られていま す。預言者ムハンマドは贈り物を贈ることを重視し、香水を最良の贈り物だとしていました。

預言者ムハンマドは信者に、毎日バラの香水を身にまとうよう命じました。もし信者に香水を買ってそれを毎日使う経済的余裕がなければ、一日置きに、またそれよりも困窮した状態にあれば、家族の傍らで休む金曜日だけは必ず、香水を使うようにとされています。

預言者ムハンマドは、香水の使用を強調すると共に、すべての信者に嘘をつくことを禁じ、嘘は人間を放蕩に導くと考えていまし た。嘘は正義を不正に、不正を正義に見せ、真理が善悪の間で失われます。真理を求める人間だけが、疑いの雲を取り払い、真理の太陽が善悪を見分けることが できるのです。

後藤さんは、心理を見出す道において、悪魔のグループであるISISによって殺害されました。その悪魔は、人間の前に跪くことなく、世界の創造主を前に不正を正義に見せ、人間を欺くことで彼らを世界の創造主に対抗させることを誓いました。

ISISという悪魔の集団は、嘘を主張し、黒い旗の上に預言者ムハンマドの名を書くことで、イスラムの旗を掲げているかのよう に振る舞っています。その一方でイスラムは平和、友好、慈愛の宗教であり、イスラムだけでなく、唯一神を信仰するすべての社会、世俗主義の社会が、一般の 人々の殺害を避難しています。イスラムは中庸の宗教です。イスラムでは極端であることは意味がありません。イスラムは世界の創造主に絶対的に服従し、世界 の創造主は人間にすべての天地の恩恵を利用することを許しています。しかしそれは同胞を尊重し、互いの権利を侵害しないことが条件です。イスラム教徒と非 イスラム教徒、アラブ人と非アラブ人、これらは何の違いもありません。ISISという悪魔の集団は人間にとって正しいものとは認められず、明らかに ISISのグループのメンバーは悪魔の教えや導きを受けています。

最後に、私がイランのテレビ局でシリアやイラクのニュース報道に関わり、連日ISISの犯罪を目にしているにもかかわらず、なぜ後藤さんの死に反応を示したのかについて簡単にご説明します。

2004年のクリスマスの数日前のことでした。イラン(南東部)のバムで地震が発生し、この町を破壊しました。そのときある日 本人の旅行者がこの地震のニュースを聞き、テヘランの空港で中南米諸国への旅行をとりやめ、行き先を変え、バムに向かいました。彼は地震で両親や家を失 い、辛い精神状況の中で過ごしていた子どもたちと共に、半年も一緒に暮らしたのです。彼が作った折り紙、バムの子どもたちへの彼の愛情と慈善行為は、今も 私の中で生き続けています。イランにはこのような格言があります。「一例は全体を表す」

私は日本の人々がこの男性のように優しい人々だと考えています。

後藤さんのお母様の悲しみは私にとって受け入れられるものです。彼女はどれほど不安な日々を過ごし、息子を失った辛い日々を耐 えているのでしょうか。私はバラの香水の入った小瓶をお贈りすることで、後藤さんのお母様に、「戦争のない世界」という息子さんの希望が叶いますように、 とお伝えしたいのです。世界の創造主は正義が勝ち、悪が消滅すると述べています。悪は必ず消滅する運命にあるのです。

 

敬意を表して

アーテフェ・タルガーニー

منبع: japanese.irib.ir/.../52208-イラン人女性ジャーナリスト

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 15:49 |

تغيير ذائقه گردشگران در تفريحات ساحلي و فراساحلي متناسب با تفكر ديني، آموزش و آگاهي‌بخشي با هدف كاهش نرخ مرگ‌ومير ناشي از سوانح دريايي و جاده‌اي، حقوق زيست‌محيطي، بالا بردن امنيت و فرهنگ براي حفظ و ارتقاي محيط‌زيست و پاكسازي‌ و سالم‌سازي‌ سواحل ضرورت دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 12:41 |

An Iranian female journalist has asked the Japanese Prime

Minister to show her a way in order to express her condolences

to the mother of slain Japanese hostage Kenji Goto Jogo

beheaded by ISIL.

According to our reporter, in a letter to Japanese Prime Minister

Shinzo Abe, Atefeh Talqani has urged Abe to show her a way

for sending a bottle of rose-scented perfume to Ms. Junko Ishido

as a present in order to praise her for nurturing a truth- seeking

and peace- loving child.

Atefeh Talqani, journalist and the author of the book Peace in

2003 has in her letter described ISIL as the representative of

Satan and has emphasized that ISIL by writing the holy name of

Mohammad on its black flag falsely claims to be holding the

flag of Islam, while Islam is the religion of peace, friendship and

compassion

Here’s what this forty -one –year- old journalist says in her letter

عاطفه تلقانی خبرنگار ایرانی

Dear Prime Minister Mr. Shinzo Abe

I do express my condolences on the heroic death of Japanese journalist

and documentary film maker Kenji Goto Jogo. In the past few weeks we

have witnessed your endless efforts for finding a way to free Kenji Goto

out of ISIL hands which unfortunately ended in failure and at last the

people of the Land of the Rising Sun and all the peace- loving people

around the world grieved Goto’s death.

Since this sorrowful incident happened, I have been trying to give a

present to Ms. Junko Ishido, mother of Kenji Goto as a way to express

my condolences to her, but I have failed to do so because of the legal

restrictions the Japanese embassy has stated.

Here I kindly request you to show me a way to deliver this present to

Ms. Junko Ishido by legal procedures while I keep her privacy.

Actually I have decided to give Ms. Junko Ishido a bottle of rose-scented

perfume. In Iran, rose is a national and religious flower. In some parts of

my land there are lots of rose gardens. Wearing rose-scented perfume in

Iran is a symbol of behaving like Prophet Mohammad, the Last

messenger of God to mankind. That is why rose flower in Iran is known

as “Mohammadi Flower”. Prophet Mohammad emphasized on giving

presents to each other and introduced perfume as the best of the gifts.

Prophet Mohammad advised his disciples to wear flower- scented

perfumes every day and in cases his disciples could not afford buying

perfumes, he suggested them to wear perfume every other day and in

some cases that they were really poor, he suggested them to wear

perfume on Fridays when they were taking a rest with their families.

Prophet Mohammad also emphasized on telling truth and believed that

lying leads to immorality. He said lying represents truth as falsehood

and only truth- seeking people can remove the clouds of ambiguity so

that the truth can shine like the sun.

Kenji Goto was killed in the way to the truth by ISIL or a cult which I do

believe is the representative of Satan. Satan, that fallen angel who

refused to bow to Adam and vowed to represent the truth as falsehood

and that by misguiding the humans, arouses them against God!

This devilish cult by writing the name of Mohammad on their black flag

falsely claims to be holding the flag of Islam, while Islam is the religion

of peace, friendship and compassion.

Not only Islam, but also all other religious or secular societies denounce

murder of children women and men.

Islam is the religion of moderation. It stands for the middle-path. It

opposes every form of excess and extremism. Its principles and laws are

based on a natural system of balance. Islam advises people to respect

each other’s rights. The devilish ISIL cult doesn’t recognize any right

for Muslims, non-Muslims, Arabs or non-Arabs.

At the end as a journalist who works in a news network in Iran and is

monitoring the ISIL’s crimes every day, I want to explain my reason to

react to Kenji Goto’s death.

Few days before the Christmas of 2004 and concurrent with the Bam

city earthquake in Iran, a Japanese tourist called Koji Hitaro who had

planned to visit Latin American countries, cancelled his trip to come to

Iran to help Iranian children who had lost their hearth and home in the

earthquake. I can clearly remember the origami shapes Koji Hitaro made

with love for the Bam children. We Iranians have a proverb which says

one individual can be representative of a whole. That is why I think

Japanese people are kind like Koji Hitaro.

At the same time I can understand Ms. Junko Ishido’s grief for his son’s

death. Ms. Ishido has passed stressful days and is passing sad days of

losing a child.

By giving Ms. Ishido a bottle of perfume, I want to assure her that her

child’s wish that is a world without war would be fulfilled, because God

has given the good news that someday the truth comes and falsehood

vanishes.

Thank you

Atefeh Talqani

 

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 11:35 |

 خبرنگار ایرانی از نخست وزیر ژاپن خواست راه حلی پیشنهاد کند تا او بتواند با رعایت قانون و حفظ حریم خصوصی خانواده محترم گوتو، به نشانه همدردی و سپاس از خانم ایشیدو، مادر خبرنگار ژاپنی که توسط داعش گردن زده شد، به ایشان یک شیشه عطر «گل رز» تقدیم کند.

به گزارش خبرنگار شبکه خبر، عاطفه تلقانی با اشاره به موانعی که سبب شد تا نتواند شیشه عطر گل رز « گل محمدی » که برای خانم ایشیدو مادر خبرنگار ژاپنی تهیه کرده است، به او تقدیم کند، از نخست وزیر ژاپن خواست تا راه حلی پیشنهاد کند که بتواند با رعایت قانون و حفظ حریم خصوصی خانواده محترم خبرنگار گوتو، به نشانه سپاس برای تربیت یک انسان جوینده حقیقت­ و صلح دوست، هدیه­ ای به مادر مستند ساز کشته شده توسط گروه تروریستی داعش تقدیم کند.

داعش اعلام کرده بود که « کنجی گوتو »  گروگان ژاپنی را فقط با ساجده الریشاوی که در اردن زندانی است، مبادله خواهد کرد.

ساجده مبارک عطروس الریشاوی متولد سال 1956 در عراق، به دخالت در بمب گذاری ­های تروریستی سال 2005 که یکی از آنها به کشته شدن مصطفی عقاد، کارگردان فیلم سینمایی « محمد رسوالله (ص » منجر شد، متهم بود.

عاطفه تلقانی خبرنگار ایرانی


عاطفه تلقانی خبرنگار و نویسنده کتاب ویدئو « صلح در اکتبر 2003 » در این نامه گروه تروریستی داعش را نمایندگان شیطان نامیده و تاکید کرده است که فرقه شیطانی داعش با یک ادعای دروغین و با نوشتن نام «محمد رسول الله» بر روی پرچم سیاه خود، وانمود می­ کند که پرچم اسلام را در دست دارد، در حالی­ که اسلام دین صلح، دوستی و مهربانی است.

متن درخواست این خبرنگار و مستندساز زن 41 ساله ایرانی از آقای شینزو آبه نخست وزیر ژاپن را در ادامه می خوانید.

                                             بنام پروردگار بخشایشگر

جناب آقای شینزو­ آبه

نخست وزیر محترم کشور ژاپن


    مرگ قهرمانانه کنجی گوتو جوگو خبرنگار و مستندساز کشور ژاپن را به شما تسلیت می­ گویم. طی روزهایی که پشت سر گذاشتیم، شاهد تلاش­ های جناب­ عالی برای رسیدن به راهی برای نجات آقای گوتو بودیم که متاسفانه به ثمر ننشست و نه فقط مردمان سرزمین آفتاب تابان بلکه همه انسان­ های صلح دوست را سوگوار کرد.

   مدتی است که قصد دارم با تقدیم هدیه ­ای به مادر آقای کنجی مراتب همدردی خود را با ایشان اعلام کنم، اما موانع قانونی موجود سفارت ژاپن در تهران در خصوص دریافت این هدیه، ناگزیرم کرد تا از جناب­ عالی درخواست کنم، راه حلی را به من پیشنهاد کنید تا با رعایت قانون و حفظ حریم خصوصی خانواده محترم خبرنگار گوتو، به نشانه سپاس برای تربیت یک انسان جوینده حقیقت­ و صلح دوست به مادر آقای کنجی یک شیشه عطر «گل رز» تقدیم کنم.

    در ایران « رز»  یک گل ملی و مذهبی است، و در مناطقی از سرزمین مادری من، باغ­های گل رز بی­شماری وجود دارد. استفاده از عطر «گل رز» در سرزمین من، سمبلی از رفتار محمد(ص) آخرین فرستاده خداست. به همین علت «گل رز» در میان ایرانیان به «گل محمدی» شهرت دارد. محمد رسول الله بر هدیه دادن تاکید داشتند و عطر را بهترین هدیه معرفی کرده­ اند.


    محمد رسول الله، به پیروان خود دستور داده است تا هر روز از عطر گل­ ها استفاده کنند. اگر پیروانش استطاعت مالی برای خرید عطر و استفاده هر روز از آن را نداشتند، یک روز در میان، و اگر فقیرتر بودند حتما در روزهای جمعه که در کنار خانواده خود به استراحت می­ پردازند از عطر گل­ها استفاده کنند.

    محمد رسول الله، همزمان با تاکید خود بر استفاده از عطر، تمامی پیروانش را از گفتن دروغ منع می­کردند، و معتقد بودند که دروغ انسان را به فسق و فجور می­ کشاند. دروغ حق را ناحق و ناحق را حق می نمایاند، تا حقیقت در میان حق و باطل گم شود، و فقط انسان­ های حقیقت جو هستند که ابرهای تردید و ابهام را کنار می ­زنند تا خورشید حقیقت امکان تشخیص سره از ناسره را ممکن سازد.

     خبرنگار گوتو در مسیر کشف حقیقت توسط داعش، گروهی از نمایندگان شیطان کشته شد. شیطان! همان فرشته­ ای که در مقابل انسان سجده نکرد و در پیشگاه آفریننده جهان سوگند یاد کرد که ناحق را حق جلوه دهد، و با فریب انسان­ ها، آن­ها را به مقابله با خالق جهان برانگیزاند.

     فرقه شیطانی داعش با یک ادعای دروغین و با نوشتن نام «محمد رسول الله» بر روی پرچم سیاه خود وانمود می­ کند که پرچم اسلام را در دست دارد، در حالی­ که اسلام دین صلح، دوستی و مهربانی است؛ و نه فقط اسلام که تمامی جوامع توحیدی و سکولار قتل عام کودکان، زنان و مردان را محکوم می­کنند. اسلام دین اعتدال است. افراط و تفریط در اسلام بی­ معناست. اسلام دین تسلیم شدن مطلق در پیشگاه خالق جهان است، و آفریننده جهان به انسان­ ها اجازه داده است که از تمامی مواهب و نعمت­های زمین و آسمان بهره­مند شوند، به شرط آن­که به هم­نوعان خود احترام بگذارند، و به حقوق یکدیگر تجاوز نکنند. مسلمان و غیر مسلمان، عرب و غیرعرب تفاوتی ندارد، فرقه شیطانی داعش برای انسان­ ها حقی قائل نیست، و بی­ تردید اعضای گروه درنده خوی داعش، تحت تعلیم و هدایت شیطان قرار دارند.

    در پایان ضرورت دارد درباره این­که چرا با وجود وظیفه­ ای که در شبکه تلویزیونی خبر ایران در خصوص رصد اخبار سوریه و عراق بر عهده دارم، و به واسطه آن هر روز شاهد جنایات داعش هستم، نسبت به مرگ کنجی گوتو جوگو واکنش نشان داده­ ام، توضیح کوتاهی عرض کنم.

    چند روز پیش از کریسمس 2004 همزمان با روزی که زلزله، شهر بم در کشور ایران را ویران کرد، یک جهانگرد ژاپنی که قصد داشت سفرش را با مسافرت به کشورهای آمریکای لاتین ادامه دهد، با شنیدن خبر وقوع زلزله در فرودگاه مهرآباد تهران از تصمیم خود منصرف شد، و با حضور در شهر زلزله زده بم، در کنار کودکان این شهر که طی زلزله، والدین و یا خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند، و در شرایط روحی بسیار بدی به سر می­ بردند، به مدت 6 ماه زندگی کرد. اریگامی­ هایی که کوجی هیتارو درست می­ کرد، مهربانی­ های او با کودکان بم و تمام صفات و رفتار نیک او هنوز در خاطرم زنده است. ما ایرانی­ ها ضرب المثلی داریم با این مضمون که یک می­ تواند نمونه ­ای از کل باشد، و من مردمان ژاپن را همچون کوجی نیک رفتار و مهربان می­ دانم.   

   از سوی دیگر اندوه مادر خبرنگار گوتو، برایم قابل درک است. خانم ایشیدو روزهای پر از اضطرابی را پشت سر گذاشته است و روزهای تلخ از دست دادن فرزند صلح دوست و حقیقت جویش را پیش رو  دارد. من با تقدیم یک شیشه عطر گل رز می­خواهم به مادر کنجی گوتو جوگو اطمینان دهم که حتما آرزوی فرزندش درباره « جهانی عاری از جنگ » محقق خواهد شد. زیرا خالق جهان بشارت داده است که حق می­ آید و باطل نابود خواهد شد. حقّا که باطل همواره نابود شدنى است.

                                                                                                                                                                                                                                                   با احترام
                                                                                                                                                                                                                                                 عاطفه تلقانی

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 15:50 |

                                      به نام پروردگار بخشنده بخشایشگر
خانم «جونکو ایشیدو» عزیزسلام؛ آخرین پیام ویدئویی «کنجی گوتو جوگو» که در آن گفته بود قصد دارد برای مطبوعات درباره اینکه داعش چیست و در سوریه چه می‌کند، یادداشتی بنویسد، دیدم. کشف حقیقت، روح حقیقت جو می خواهد، و من شما را تحسین می کنم که فرزندی جوینده حقیقت تربیت کرده اید. لطفا تسلیت من را در جایگاه یک ژورنالیست، مادر، و همچنین ایرانی بپذیرید. هر چند درد زخم رنج هایی که شما در روزهای سرشار از اضطراب گذشته برای آزادی «کنجی گوتو جوگو» مزمزه کرده اید، و اشک هایی که در لحظه شنیدن خبر کشته شدن فرزندتان از چشمانتان جاری شد، هرگز التیام نخواهد یافت.
 جونکو ایشیدو» عزیز؛ تعداد کسانی که شهامت انتخاب چگونه مردن را دارند، بسیار اندک است و پسر شما آگاهانه در مسیری قدم گذاشت که با وجود رنج و درد بسیار، نام او را برای ابد جاودانه کرد. «کنجی گوتو جوگو» در آخرین ویدئو خود خواسته بود در صورتی که اتفاق ناگواری برای وی رخ دهد، ملت سوریه سرزنش نشود و موضع منفی در برابر آن اتخاذ نشود؛ زیرا ملت سوریه در طول سه سال و نیم گذشته رنج و درد بسیاری کشیده و این مسئله برای آنها کافی است. من بعنوان همکار «کنجی» که حدود چهار سال است اخبار مربوط به سوریه را پی گیری می کنم، و بر اساس ویدئوها و عکس های منتشر شده در رسانه های دیداری و مکتوب شاهد قتل عام مردم بی گناه سوریه هستم، از شما خواهش می کنم که تقاضای پسرتان را بپذیرید. طی این سال ها، مسلمان های بسیاری در سوریه و عراق به جرمی نامعلوم سلاخی شده اند، اما درنده خویانی که به داعش شهرت یافته اند، نه فقط قتل عام پیروان راستین محمد رسول الله را در دستور کار خود دارند، بلکه هر کس که پرده از چهره واقعی آنها بردارد می کشند، و کنجی نمونه ای از آن کسان بود. فرقه درنده خوی داعش پیش از فرزند شما نیز به قتل خبرنگارانی که برای تهیه خبر و گزارش به کشور سوریه رفته بودند، اقدام کرده بود. این نشان می دهد که این فرقه تاب تحمل کسانی را که بدون توجه به اخبار جعلی، به تنویر افکار عمومی مبادرت می ورزند، ندارند. «جونکو ایشیدو» عزیز؛ پروردگار ما در کتاب مقدس من قرآن فرموده است که اخبار را بدون تحقیق از بدکاران نپذیرید، تا نکند از کرده خود نادم شوید. فرزندتان در جستجوی حقیقت کشته شد. او می خواست بداند که داعش چیست؟ اگر به من اجازه بدهید یک نسخه از کتاب مقدسم قرآن را به شما هدیه خواهم کرد تا با مطالعه آن مطمئن شوید که داعش نه تنها نماینده اسلام نیست بلکه فرقه درنده خویی است که محمدرسول الله را نمی شناسد و کوچکترین آشنایی با قرآن ندارد.

                                                                                                                        با احترام 

                                                           عاطفه تلقانی                                                                        

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 21:42 |

An Iranian mother has written a letter to sympathize with the mother of the Japanese freelance journalist, Kenji Goto Jogo, held captive by ISIL militants, saying the terrorist group’s policies have nothing to do with Islam.

In a recent video posted online, ISIL militants showed the Japanese captive, saying he would be killed unless Jordan released a female militant.

The video shows Goto holding the photo of a dead body allegedly belonging to Haruna Yukawa, another Japanese hostage that had been captured by the ISIL Takfiri terrorists.

In a letter to the Japanese prime minister last week, Goto’s mother, Junko Ishido, begged Shinzo Abe to secure his son’s release.

"Please save Kenji's life.… His remaining time is very short.... I beg you to do everything in your power," Ishido said, reiterating that her son was not an enemy of Islam.

In reaction to Ishido’s appeal, an Iranian female social media activist wrote a letter to Goto’s mother, expressing sympathy with her. 

“Please accept my sympathy in these bitter and stressful moments. I know that you wish … time could be stopped forever, so that the ISIL deadline for your son would not arrive,” said part of the letter by Atefeh Talqani.

 AtefehTalqani said she believed Junko’s words that Kenji had traveled to Syria for humanitarian purposes, adding that she sympathizes with the Junko as a Muslim woman and mother.

She said the ISIL militants who have held Kenji captive are not Muslims contrary to what they proclaim.

“Those who have held Kenji Goto Jogo and killed his friend are not Muslims despite their claims, and their bestial behavior is not compatible with Islamic tenets at all,” she noted.

The Iranian mother described ISIL militants as brutal people who attribute themselves to Islam to “justify their extremist and inhumane acts,” adding that Muslims all around the world abhor the Takfiri militants’ policies.

Islam is based on brotherhood among all human beings across the globe, the Iranian mother said, stressing that the Prophet of Islam condemned any act that leads to the killing of people.

           AtefehTalqani concluded her letter by wishing for the release of Kenji’s son.

-PRESS TV

AR/HMV/SS


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 15:44 |

母は日本人の人質の母である نامه یک مادر ایرانی به مادر گروگان ژاپنی

一人の母親として、イランの社会やメディアで活動しているアーテフェ・タルガーニーさんが、現在、ISISの人質となっている後藤健二さんの母、石堂順子さんに書簡を送りました。この書簡は英語と日本語でいくつかのニュースサイトやブログで公開されています。

 慈悲深く慈愛あまねき神の御名において
石堂順子様

辛い状況の中お過ごしのことと思います。期限が訪れないよう、時間が永遠に止まってくれることを 願われていたことでしょう。私も18歳の息子を持つ母親であり、母としての気持ちを理解しています。あなたは息子さんのシリア訪問の理由について、テレビ カメラの前でお話されていました。そして、彼は人道友好的な活動を行うためにシリアに行ったのであり、決して戦闘の意志はなかったと語りました。あなたの 言葉を信じます。なぜなら今も、あなたの同胞である京都在住の日本人男性の人道友好的な努力が、私の記憶の中に残っているからです。この方は11年前、 (イラン南東部の)バムの地震で、私たちの同胞を助けてくれました。
石堂順子様、どうか私の気持ちを受け取ってください。8年間、敵の爆弾やミサイルの下で、多くの子どもを含む同胞を失ったイラン人女性としてではなく、一人のイスラム教徒の女性として私はあなたの手をあたたかく握り、あなたの苦しみと共にあります。
残念ながら世界中で流されている非現実的な報道に注目し、一人の母であるあなたにこのように言うべきでしょう。「後藤健二さんを人質にとり、彼の友人を殺 害したのは、彼らの主張とは違い、イスラム教徒ではありません。彼らの野蛮な行動はイスラムの基準に全く合致していません」と。テロ組織ISISは獰猛な 強奪者であり、過激で非人道的な性質をもっともらしく見せるために、自分たちはイスラム教徒だと述べています。しかし様々な国民性や文化を持つ10億人の イスラム教徒は、彼らを忌み嫌っており、彼らの言動に嫌悪を感じています。
石堂順子様、この厳しい状況の中、私たちの宗教であるイスラムに対して快く思っていないかもしれません。しかし、イスラムの基盤は地球上で暮らすすべての 人間を同胞とすることです。最後の神の預言者であるムハンマドの真の信者は、殺人につながるあらゆる行為を非難しており、私たちの天啓の書(コーラン)に も書かれています。
宗教においては一切の強制はありません。
敬愛する友人よ、今日と昨日の苦しみは同じです。私たちは権力や資金源、各国の政府のコントロールを手にするために、武器をとる侵略者の犠牲者です。ある 時は広島と長崎、また別の時はサルダシュトとハラブジャで、殺害を行う人々は最近では、宗教や宗派の対立を口実に中東を標的にし、罪のない人々を攻撃して います。
石堂様、カウントダウンが始まっている今、後藤健二さんの安否が気遣われます。日本政府は国民を救出するためにISISの要求を受け入れるのか否かはわかりません。しかし私はあなたがまもなく息子さんを胸に抱けることを祈っています。

خانم «جونکو ایشیدو»، مادر «کنجی گوتو» گروگان ژاپنی در بند گروه تروریستی داعش طی نامه ای که در یک نشست خبری قرائت شد، از «شینزو آبه» نخست وزیر این کشور خواست تا جان پسرش را نجات دهد.

بنابر این گزارش، وی با ابراز این مطلب که پسرش هیچ خصومتی با اسلام ندارد، گفت که زمان زیادی از عمر پسرش باقی نمانده است. در این رابطه، عاطفه تلقانی، یکی از فعالان اجتماعی و رسانه ای کشورمان در مقام یک مادر، نامه ای به این مادر ژاپنی نوشته است که در ادامه می آید.

"بنام  پروردگار بخشنده بخشایشگر
خانم «جونکو ایشیدو» عزیز
سلام؛

همدردی من را در این لحظات تلخ و پر استرس بپذیرید. می دانم آرزویتان است که ثانیه های ساعت به جای دویدن پشت سر هم برای همیشه متوقف شوند تا زمان رسیدن ضرب الاجل داعش درباره پسرتان فرا نرسد. من هم یک پسر 18 ساله دارم و آرزوهای مادر یک مرد جوان را درک می کنم. شما در مقابل دوربین های خبری درباره علت سفر پسرتان به سوریه سخن گفته اید، و گفته اید که او برای انجام فعالیت های بشردوستانه وارد این کشور شده است، و به هیچ وجه از روحیه جنگ طلبی برخوردار نیست. صداقت گفتار شما را باور می کنم، زیرا هنوز خاطره تلاش های انسان دوستانه یکی از هموطنان محترم شما؛ «کوجی هیتارو» از اهالی شهر کیوتو ژاپن که یازده سال پیش به کمک هموطنان زلزله زده ام در شهر بم شتافت، در خاطرم زنده است.


«جونکو ایشیدو» عزیز، لطفا همدردی من را بپذیرید البته نه در جایگاه یک زن ایرانی که هشت سال زیر بمب و موشک های دشمنان سرزمینم شاهد شهادت کودکان، زنان و مردان بسیاری بودم؛ بلکه در جایگاه یک زن مسلمان است که دست شما را به گرمی می فشارم، و خود را شریک رنج های شما می دانم.


با توجه به اخبار غیر واقعی که متاسفانه در سراسر جهان در جریان است، ضرورت دارد به شما مادر عزیز بگویم کسانی که  «کنجی گوتو جوگو» را به اسارت گرفته اند و دوست او را به قتل رساندند، برخلاف ادعایشان مسلمان نیستند و رفتار وحشیانه آنها با معیارهای اسلام هیچ سنخیتی ندارد. تروریست های داعش غارتگران درنده خویی هستند که برای موجه نشان دادن خوی افراطی و غیرانسانی خود، خود را به اسلام منتسب می کنند. در حالی که یک میلیارد مسلمان، با ملیت ها و فرهنگ های مختلف، از آنها منزجرند و از رفتار و ادعای آنها بیزاری می جویند. 

خانم « ایشیدو» عزیز، در این لحظات دشوار که احتمال دارد نسبت به دین من «اسلام» احساس ناخوشایندی داشته باشید، لازم است که بگویم، اساس اسلام برادری تمامی انسان هایی است که روی کره زمین زندگی می کنند. پیروان راستین « محمد رسول الله» آخرین فرستاده پروردگار هر گونه اقدامی را که به کشتن انسان ها منجر شود، محکوم می کنند و در کتاب آسمانی ما نوشته شده است: « لااکراه فى الدین» در دین هیچ اجبارى نیست.


دوست عزیز، درد امروز و دیروز یکی است. ما قربانیان متجاوزانی هستیم که برای کسب قدرت، منافع مالی و کنترل دولت ها دست به اسلحه می برند. یکروز هیروشیما و ناگازاکی، روز دیگر سردشت و حلبچه و جانیان در این روزها به بهانه اختلافات دینی و مذهبی خاورمیانه را نشانه رفته اند، و مردم بی گناه را سلاخی می کنند.
خانم « ایشیدو» عزیز، نمی دانم اکنون که شمارش معکوس شروع شده است، سرنوشت«کنجی گوتو جوگو» به کجا ختم خواهد شد. نمی دانم که آیا دولت ژاپن موفق به توافق با داعش بر سر آزادی فرزندتان خواهد شد یا نه! اما من هم دست به دعا هستم و آرزو می کنم که خیلی زود پسرتان را در آغوش بکشید."

                                                                                                           با احترام

                                                                                                         عاطفه تلقانی

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 17:51 |

گفتگو با عاطفه تلقانی؛ نویسنده و کارگردان

من خودم را از مادر مادربزرگم خوشبخت تر نمی دانم با این که نسبت به او امکانات بی شماری دارم/من این منزلت اجتماعی را کاذب می دانم و بر این باورم که متاسفانه منزلت اجتماعی به خود باوری و خودآگاهی زنان نسبت به توانمندی هایشان منجر نشده است.

عاطفه تلقانی یکی از هزاران زن شاغلی است که دغدغه های فرهنگی دارد. او که متولد خرداد 1352است و گاهی در جایگاه مستند ساز، گاه در قامت روزنامه نگار و گاهی نویسنده و فیلمنامه نویس یا مسئول ستادهای خبری ظاهر می شود، می گوید: من این منزلت اجتماعی را کاذب می دانم و بر این باورم که متاسفانه منزلت اجتماعی به خودباوری و خودآگاهی زنان نسبت به توانمندی هایشان منجر نشده است، زیرا برخی برای بدست آوردن حقوق مساوی با مردان بر این تصورند که باید عاطفه، احساس و منش زنانه و به طور کلی فطرت زنانه خود را نادیده گرفته، دنیا را از نگاه مردان به نظاره بنشینند، و برای تثبیت موقعیت اجتماعی خواسته یا ناخواسته ترجمه مردسالارانه ای از خود داشته باشند.

جایگاه زنان شاغل را چگونه ارزیابی می کنید و آیا دستیابی به مناصب و فعالیت های اجتماعی زنان را به خود واقعی رسانده است؟

تعارض بین زندگی پیشرفته و جامعه سنتی یکی از آثار دوران گذار و از مهم ترین مسائل زنان در عصر امروز به شمار می آید، و می توان گفت که "زن زیستن"  از مهم ترین چالش هایی است که زنان در دوره گذار اخیر با آن مواجهند.

زنان که در دورانی بسیار طولانی معاش خود را از طریق خانواده تامین می کردند، و قدرت پدرسالارانه افکار و عقاید سنتی خانواده را تعیین می کرد، با توسعه مراکز آموزشی، علمی و فرهنگی فرصت‌های بیشتری را برای کسب مشاغل خدماتی و مدیریتی بدست آورده اند، و با حضور در اجتماع و استقلال مالی به منزلت اجتماعی رسیده اند،اما من این منزلت اجتماعی را کاذب می دانم و بر این باورم که متاسفانه منزلت اجتماعی به خودباوری و خودآگاهی زنان نسبت به توانمندی هایشان منجر نشده است، زیرا آنان برای بدست آوردن حقوق مساوی با مردان بر این تصورند که باید عاطفه، احساس و منش زنانه و به طور کلی فطرت زنانه خود را نادیده گرفته، دنیا را از نگاه مردان به نظاره بنشینند، و برای تثبیت موقعیت اجتماعی خواسته یا ناخواسته ترجمه مردسالارانه ای از خود داشته باشند.

* بنابراین معتقدید که روش زندگی زنان شاغل چندان با خود واقعی آنان همخوانی ندارد؟

نخست این که تغییر در روش زندگی فقط به زنان شاغل اختصاص ندارد و یک موضوع عمومی است. روش زندگی زنان جوان خانه دار در مقایسه با مادران و مادر بزرگ های آنان تفاوت های بسیاری دارد، اما از جمله عواملی که سبب بروز این گسست شده ، فناوری و رسانه است.

در گذشته نه چندان دور، مادربزرگ های ما ناگزیر بودند که روی یک شعله چراغ نفتی آشپزی کنند، با جاروهای دستی به نظافت خانه بپردازند، شستن ظرف و لباس، دوخت و دوز لباس برای تک تک اعضای خانواده، پذیرایی از مهمان ها کاملا زمان و فرصت را از آنها می گرفت و زندگی راحتی نداشتند، اما زنان امروزی که از رفاه نسبی برخوردارند آیا خوشبخت تر از مادربزرگ هایشان هستند؟

خوشبختانه فناوری و پیشرفت سبب شده است که زنان از کارهای یدی فاصله بگیرند و به آسایش بیشتری برسند. اما باید توجه داشته باشیم که آسایش داشتن به معنای آرامش داشتن نیست. امروزه رسانه و فناوری نه فقط جامعه زنان، بلکه به طور کلی بعد معرفتی انسان ها را دستکاری کرده است.

همان طور که عرض کردم، تغییر در روش زندگی همه گیر شده است و ادعا نمی کنم که به طور مطلق اما معتقدم که روش زندگی کنونی زنان شاغل با فطرت آنان همخوانی ندارد. این ادعای من برگرفته از بیش از یک دهه حضور و فعالیتم در اجتماع است. من چندان با این جمله که "من زن زاده نشده ام، زن تربیت شده ام." موافق نیستم. ما دچار گسست شده ایم، و من نمی دانم که چگونه می توان این فاصله را پر کنیم.

* شما خودتان را از خودتان دور می بینید؟

من خودم را از مادر مادر بزرگم خوشبخت تر نمی دانم با این که نسبت به او امکانات بیشماری دارم. این را در موقعیتی می گویم که در 80 درصد زندگی ام امکان انتخاب دارم، در حالی که مادر مادربزرگم هرگز نمی توانست پیش بینی کند که فرزند نوه اش از چنین انتخاب هایی برخوردار شود.

بد نیست خاطره ای برای روشن شدن این بحث تعریف کنم. سالها پیش تصمیم گرفتم که درباره اخلاق حرفه ای در مطبوعات گزارش های تلویزیونی تهیه و تولید کنم. خب، سوژه خوبی بود و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد از طرح و پیشنهادم استقبال کرد و برای ساخت و تولید مجموعه اقدام کردم. با این که پیش بینی کرده بودم، دردسرهای این طرح  کارد را به استخوانم رساند، اما سرانجام تولید شد و مورد تشویق قرار گرفتم. خب، تا اینجا همه چیز خوب بود تا این که سر کلاس درس یکی از خطبه های امام علی(ع) را در نهج البلاغه شنیدم.

با شنیدن جمله "زن قهرمان نیست، گل بهار است ...  ." بغضم ترکید. مرارت های بسیاری کشیده بودم تا آن اثر تولید شود، و برداشتم از آن جمله این بود که بهتر بود می نشستی و خودت را به درد سر نمی انداختی.

مدتی گذشت. مستندهای بلند "پشت ویترین مطبوعات، رازگل آقا و پرونده سازی" را هم برای معاونت مطبوعاتی و شبکه آموزش تلویزیون تولید کردم.

خاطراتم در کتاب "صلح در اکتبر 2003" چاپ و منتشر شد، برای برخی مجلات می نویسم، و سه روز در هفته هم در پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر فعالیت می کنم . همه این ها را گفتم که به این برسم، با توجه به کارهایی که کرده ام و در دست اجرا دارم، به بسیاری از دوستانم که تصور می کنند، الگوی مناسبی هستم می گویم، نه! گل بهار بودن بهتر از قهرمان بودن است. مادر مادربزرگم قهرمان نبود، او مجبور نبود برای بودن قهرمان باشد، من به او غبطه می خورم. اما خب، این هم از مسائل تعارض میان زندگی سنتی و زندگی مدرن است.

* در حسرت چه چیزی در زندگی مادرمادربزرگ تان هستید؟

به مقاومت و صبوری مادرانم غبطه می خورم. با این که آنها در یک جامعه کاملا مردسالارانه زندگی می کردند اما احساسات و زنانگی خود را نادیده نگرفتند و زن بودن را زیستند. اما پیشرفت و تکنولوژی، دنیای دیگری را مقابل ما گشود. ما مجبورشدیم در بسیاری مواقع برای خوشایند جامعه، از خودمان فاصله بگیریم. درباره این فاصله گذاری ارزش گذاری نمی کنم، و فقط بحث من فاصله ایست که ناگزیریم ایجاد کنیم.

* یعنی فعالیت های اجتماعی و خَلق اثر شما را راضی نکرده است!؟

در نخستین پرسشی که مطرح کردید، عرض کردم که زنان در دنیای مدرن ناگزیرند، برای تثبیت موقعیت اجتماعی خواسته یا ناخواسته ترجمه مردسالارانه ای از خود داشته باشند، در حالی که زن ها سرشار از عواطف و احساسات هستند. تفاوتی ندارد که زن نوعی مورد بحث ما یک دانشمند در آزمایشگاه باشد یا زن مطبخ، دنیای زنان و مردان تفاوت های بسیاری دارد. قشنگی دنیا هم در تفاوت هاست. می گویند مثل یک مرد فکر کن و مثل یک زن عمل کن. بر اساس تجربه زیست شده ام می گویم، وقتی در موقعیت هایی قرار می گیرم که تصمیمم کاملا با احساساتم مغایرت دارد، دچار تعارض می شوم. شکنجه می شوم.  

* با این حساب، شما زنان خانه دار را خوشبخت تر از زنانی می دانید که فعالیت های اجتماعی دارند؟

بیاییم سفید یا سیاه نگاه نکنیم. داشتن فعالیت های اجتماعی صرفا به معنای شاغل بودن نیست. خوشبختانه اکنون NGOهای متعدد با موضوعات مختلفی مشغول فعالیت هستند. توصیه من به آقایان متاهل این است که اجازه دهند همسرانشان در گروه هایی که فعالیت های عام المنفعه دارند، قرار بگیرند و تعاملات اجتماعی داشته باشند. به زنان شاغل هم پیشنهاد می کنم که عضو یکی از همین NGOها شوند. فعالیت های عام المنفعه روح آدمی را جلا می دهد، و احساس مفید بودن را به همراه دارد. مفید بودن برای دیگران سبب می شود که از خودبینی و خودخواهی ها و از دغدغه کسب رفاه و لذت بیشتر از زندگی فاصله بگیریم. وقتی دنیای بزرگتر را ببینیم بر رنج های کوچک چشم می بندیم و تحمل مان در کنار آمدن با کاستی ها بیشتر می شود.

* شما زندگی را چگونه می بینید؟

زیستن و زندگی کردن را دو مقوله جدا از هم می دانم. معتقدم زندگی آموختنی است. حضور در زندگی اجتماعی و خانواده مستلزم یکسری آموزه هاست، و این آموزه ها باید بر اساس شرایط روز زمان خود باشد. کتاب های بسیاری برای معرفی احساسات و عواطف زنان و مردان وارد بازار شده است که کمک می کنند ما با روحیات و دنیای جنس مخالف مان بیشتر آشنا شویم، و حتی این فرصت را فراهم می کنند که از بیرون به خودمان نگاهی داشته باشیم. اما آموختن هم زمان و شرایط خاص خود را دارد. متاسفانه آموزش و پرورش ما در خصوص پرورش روح و مهارت های زندگی دچار غفلت است، دانشگاه های ما هم چنین هستند. تولید علم بدون معرفت زندگی چه فایده ای دارد؟ غرب علم را برای کسب رفاه و برخورداری بیشتر از لذایذ زندگی می خواهد. خب، تکلیف علم در آنجا روشن است، اما ما چه می خواهیم؟ من نمی گویم که تولید علم نداشته باشیم اما معترض هستم به این که صرفا آموزش علم مد نظر است و پرورش روح و جان از قلم نویسندگان و برنامه ریزان سطوح مختلف تحصیلی افتاده است. متاسفانه شمار طلاق در میان تحصیلکردگان کم نیست، علت آن چه می تواند باشد؟ همگان بر این باور هستیم که روحیات زنان و مردان، روحیات همسران با هم متفاوت است. زن و مرد، نه مانند هم بلکه مکمل هم هستند. اما شما بگویید ما در کجا و کدام کلاس این تفاوت ها را آموخته ایم؟ کی به ما گفته شده که برای تکمیل کردن یکدیگر، ابتدا باید با روحیات مشترک و عمومی میان جنس مخالف اشنا شوید؟ واقعا دختران و پسران ما وقتی تکه گم شده خود را پیدا می کنند و تصمیم می گیرند باقی زندگی را با یکدیگر سپری کنند، چقدر با دنیای متفاوت هم آشنا هستند. مهارت های زندگی زناشویی کجا آموزش داده شده است، در مدرسه یا دانشگاه؟ در کدام مقطع تحصیلی به جز توضیح در مسائل بیولوژیکی و اشاره کوتاه به مسائل جنسی احترام به روحیات و دنیای همسران آموزش داده شده است. بله می دانم که به تازگی واحد آئین زندگی جایگزین واحد تنظیم خانواده شده است، و عجیب به نظر می رسد که شورای انقلاب فرهنگی هنوز به چرایی بروز و افزایش آمار طلاق می اندیشد.

جالب است که برخی بیکاری، شرایط بد اقتصادی و اعتیاد را از عوامل بروز طلاق می دانند، و برخی دیگر تزلزل پایه های ایمان و سقوط مبانی اخلاقی را از علت های طلاق و جدایی می شمارند. اما الفبای صبر، ایمان، احترام به سلیقه ها و باورهای یکدیگر، و کارآفرینی در کجا آموزش داده می شود، کجا تمرین می شوند تا ملکه ذهن شوند؟ ارزش کار کردن به معنای کار کردن و نه کسب درآمد کجا معرفی شده و می شود، در مدرسه، دانشگاه یا از طریق رسانه ای به نام تلویزیون، کدام یک؟

* به نظر می رسد که شما آموزش از طریق تلویزیون را همطراز آموزش مدرسه و دانشگاه می دانید!

البته نه در آن حد و مقیاس که شما گفتید اما به یادگیری غیر مستقیم از طریق تلویزیون معتقدم. بی تردید آموزش و پرورش در شکل دهی شخصیت و رفتار نسل ها نقش منحصر به فردی دارد، اما باید توجه داشت که آموزش و تربیت در مدرسه و دانشگاه حداقل نیازمند یک دوره 18 ساله است.

* شما علاوه بر این که سال ها در تحریریه بخش های خبری تلویزیون اشتغال داشته و دارید، گاهی هم به تولید فیلم یا نوشتن داستان و فیلمنامه مشغول می شوید. "پیام زن" اکنون از شما می خواهد که محافظه کاری را کنار بگذارید، و بگویید که آیا صدا و سیما در وظیفه ای که امام راحل معرفی کرده اند، موفق بوده است؟

هر چند کاستی هایی وجود دارد اما بی انصافی است که تلاش های موثر و صورت گرفته در این رسانه را نادیده بگیریم. به اعتقاد من حالا که فرصت را در مدارس و دانشگاه ها از دست داده ایم، باید از تلویزیون برای انتقال و آموزش مفاهیمی که به زندگی بهتر منجر می شود، بهره برد، اما متاسفانه جنبه سرگرمی مجموعه های تلویزیونی بیشتر از بعد آموزشی آن مورد توجه تولید کنندگان آن است. نه! اشتباه نکنید، وارد کردن جنبه های آموزشی غیر مستقیم از جذابیت مجموعه های تلویزیونی کم نمی کند، اما برخی از نویسندگان و سازندگان فیلم و سریال هر آنچه در ادبیات و رفتار مردم کوچه و بازار است در دهان کاراکترهای خود می گذارند. اما زیر پوست شهر اینقدر تلخ و گزنده نیست. متاسفانه در بسیاری مواقع فراموش می شود که نمایش زشتی ها و پلشتی ها بدون ارائه راهکار، هنر در خور توجهی نیست. یک پژوهش جامعه شناسانه است، و نه بیشتر. دکتر اکبر عالمی جمله قابل تاملی را در یکی از کلاس های خود مطرح کردند و آن این بود که "آنچه دانشمند می اندیشد، هنرمند می بیند." از هنرمندان انتظار نمی رود که دقیقا آنچه در جامعه می گذرد را بازنمایی کنند، بلکه ارائه راهکار و پیشنهاد غیر مستقیم در هنگام گره گشایی داستان، دنیای وسیع تری را برای مخاطب ترسیم می کند. این به معنای پایان بسته نیست، بلکه ارائه راه حل های مختلف در موضوعات واحد کمک بسیاری به مخاطب می کند تا در حل مشکلات شخصی خود، خلاقیت به خرج دهند.

* شما خیلی خوش بین به نظر می رسید، آیا تصور می کنید که زنان و مردان برداشت یکسانی از تلویزیون دارند؟

اتفاقا می خواستم در این خصوص هم توضیح بدهم. زن ها ومردها در رابطه با تلویزیون برخوردهای متفاوتی دارند. مجموعه های تلویزیونی برای زنان بسیار موثرتر از مردهاست، زیرا زنان از راه گوش تحت تاثیر قرار می گیرند، و برخلاف مردان که به دنبال نقطه پایان داستان اند و با عوض کردن کانال های تلویزیون سعی در فراموش کردن مشکل خود هستند، نیستند. زنان کانال عوض نمی کنند. آنان به برنامه نگاه می کنند و به دنبال خط سیر داستان هستند نه نقطه پایان آن، بنابراین اگر مخاطبان از سواد رسانه ای برخوردار باشند، تماشای برنامه های تلویزیونی جذاب و پرمغز آموزش های لازم را برای آنها به همراه خواهد داشت.

* از نظر شما آموزش مستقیم یا غیر مستقیم به افراد در سطوح مختلف، در چه حوزه ای ضروری است؟

آموزش رسمی در کشور ما بیشتر حول محور مباحث نظری است و متاسفانه چندان کاربردی نیست. اگر از ایده آل ها گفته می شود از مسیرهای متعدد و چگونگی رسیدن به ایده آل ها کمتر سخن به میان می آید. ما برای زندگی بهتر نیازمند آشنایی با الگوهای به روز هستیم که ثبت و ضبط تاریخ شفاهی کمک شایان توجهی در ارائه الگوها دارد. از این که بگذریم من معتقدم مهم ترین موضوعی که سبب بروز مشکلات در روابط اجتماعی و خانوادگی می شود، ناآشنایی با روابط میان فردی و اجتماعی است، خیلی وقت ها با خودمان هم کنار نمی آییم و توقع داریم که دیگران درک مان کنند. از طرفی باید توجه داشت که ایثار و گذشت در زندگی و ... جلوه های گوناگونی دارد، و مختص  زمان و مکان خاصی نیست. نسل قدیم با این واژه ها و مفاهیم کاملا آشنا بودند اما دنیای امروز و جوانان متعلق به آن، سودای دیگری در سر دارند. به این موارد اشاره کردم تا به این موضوع برسم، ما نیازمند استخراج و تصفیه منابع فرهنگی در کشورمان هستیم.

* ظاهرا وقت مان به پایان رسیده است، نشریه پیام زن از این که زمانی را به ما اختصاص داده اید، سپاسگزار است.

و من نیز...

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 0:5 |
     

اتوبیوگرافی یا همان خود شرح حال نویسی یکی از نکات مورد توجه در دنیای مدرن است. در این نوع نوشته ها شخص به شرح زندگی خود و مسائلی که طی نموده است، می پردازد. در واقع احساسات و افکار خود را در برخورد با مسائل نشان می دهد، و کوشش می کند همان گونه که با مسائل برخورد نموده است، در کتابت خود بیان کند.
download نقدی بر ویدئو کتاب "صلح در اکتبر 2003"
به گزارش جمهوریت ، کتاب چاپی و الکترونیکی  "صلح در اکتبر 2003" بیان گر برخورد زن مسلمانی است که به طور تصادفی در متن حوادث قرار می گیرد و بر اساس ارزش های دینی و عواطف زنانه خود سعی در مهربان تر کردن چهره جامعه دارد، و می توان گفت که نویسنده با تکیه بر تجارب شخصی خود به خوبی به آسیب شناسی مسائل موجود در اجتماع از جمله آسیب های نهادهای مردمی و دولتی پرداخته است، و برخلاف اظهار نظر برخی دوستان کتاب بیانیه ای سیاسی نیست، و چنین نگاهی به آن در واقع خیانت به واقعیت است.
نویسنده زمانی که برای نوشتن نامه گلایه آمیز به شیرین عبادی دست به قلم می برد، در جایگاه یک زن ایرانی قرار دارد. او نمی خواهد وارد معرکه ای سیاسی شود، بلکه از برنده صلح نوبل می پرسد که در زمان دریافت جایزه و پس از آن تا چه میزان به فرهنگ زنان جامعه خود احترام گذاشته است و پس از آن چه تلاش های مثمر ثمری در بهبود وضعیت زنان و کودکان بازمانده از جنگ انجام داده است؟ اما در مقابل منتقدان این مقاله، او را وارد معرکه ای سیاسی می کنند ،و فراموش می کنند که نگرش او اصلا سیاسی نیست و صرفا دغدغه اصلاح جامعه را دارد.
نکته ای دیگر این که آیا می توان این کتاب را فمنیستی دانست؟ این انتقاد نیز ناجوانمردانه به نظر می رسد. زیرا نویسنده هیچ گاه در پی عقاید فمنیستی نبوده، بلکه کوشش کرده است تا بر اساس واقعیت تفاوت میان زن و مرد، به زندگی یک زن در فضای مدنی بپردازد. در واقع نویسنده در پی نگاه تحقیر آمیز نسبت به جنسیت نمی باشد، بلکه از دریچه نگاه خود مسائل را پیگیری می کند. این کتاب در درون خود به خوبی سیر تحویل یک زن از خانه داری به فردی اجتماعی و روزنامه نگاری جسور را نشان می دهد. در واقع باید گفت که کتاب سیر تحول یک انسان است، اما زیبایی اثر در این است که هر چند نویسنده از کسوت خانه داری به روزنامه نگاری مستقل رسیده است، اما همچنان پایبند به ارزش های دینی بوده و اتفاقا در مسیر ارزش ها،مطمئن تر و بسیار مستحکم تر گردیده است، و جالب آنکه نویسنده در مسیر روزنامه نگاری عواطف زنانه خود را به حراج نگذاشته است، بلکه با حفظ روحیه زنانه خود سعی کرده است که مشکلات را با نگاهی ژرف و جدای از نگاه متصلب به مسائل تشریح کند. در واقع کتاب جدای از بیان کوشش های یک زن برای مشارکت در بهبود جامعه خود سرشار از عواطف زنانه است، عواطفی که در اصلاح امور موثر است، و از خشونت حاکم بر اجتماع می کاهد.
ویدئوهایی که در نسخه الکترونیکی کتاب "صلح در اکتبر 2003" قرار داده شده است، نقطه قوت دیگر این کتاب به شمار می آید؛ به طوریکه مخاطب این امکان را دارد تا فیلم مستند برخی موضوعاتی که نویسنده به آن اشاره داشته است، تماشا کند. به عبارتی فیلم های کوتاه مستند ویدئوکتاب "صلح در اکتبر 2003"  تائیدی است بر خاطراتی که نویسنده روایت می کند.برخی مستندهای گزارشی این کتاب به کارگردانی نویسنده کتاب، عاطفه تلقانی تهیه و تولید شده است، و دیگر گزارش های تصویری نیز کاملا متناسب با موضوعات مطرح شده در کتاب انتخاب شده است.
از اینکه بگذریم،با ورود مدرنیته در ایران زنان با پرسش های گوناگونی مواجه شدند. یکی از پرسش ها این بود که چگونه می توانند در عین اینکه زنی پایبند سنت و اعتقادات دینی خود هستند، موفق و کارآمد باشند و در عرصه اجتماع نیز فعالیت کنند. واقعه تلخی که در دوران معاصر در ایران رخ داده است، این است که گمان شده است که اگر زنی بخواهد وارد عرصه اجتماع شود باید ارزش های دینی و اعتقادی خود را کنار بگذارد، و این تعارضی آشکار میان دین و عملکرد اجتماعی است.کتاب "صلح در اکتبر 2003" به شایستگی این تعارض را از سر گذرانده است.
                                                                                محمدمحسن شارعی
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 11:3 |

قرار نیست در «امروز» قهرمان داشته باشیم

روایت فیلم «امروز» روایتی تلخ از طبع جامعه کنونی ایران است؛ جامعه ای که اندیشه زود رسیدن به مقصد و پیشرفت کردن بدون تحمل مرارت را در خاطر می پروراند، و به جای چاره جویی و تلاش برای رسیدن به مقصد به بهانه تراشی برای فرار از مسئولیت پناه می برد. اما فقط این نیست، خُلق ما تمایل به تردید و ابهام زایی نیز دارد. سکوت در جامعه ای که مثبت اندیش نیست، و به پیشداوری و قضاوت های بی استناد مبتلاست، آنچنان هزینه دارد که می تواند حتی به مرگ حقیقت بیانجامد.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 16:24 |
عشق یعنی آزادی!

آزادی از قید و بندها

قیدهایی که وادارت می کنند

مدام خودت را اثبات کنی

و معلوم نیست  که پیش از مرگ موفق بشوی یا نه

که اگر پیروز شدی، اندیشه خواهی کرد که برای کدام کسان این همه اثبات کرده ای؟

عشق یعنی اندیشه!

اندیشه ای که پشت دیوارهای قطور و سر بفلک کشیده  ی روزمرگی گم شده است

و آواره و سرگردان به دنبال ویرانه ای می گردد

تا در آن حلول کند

ویرانه ای که روزی بر آن کاخ عظیمی از کبر ، خودخواهی و دنیا طلبی بنا شده بود و اینک این ویرانه به انتظار دست هایی است برای آشیانه شدن ، آشیانه ای سرشار از یک رنگی و صداقت

عشق یعنی رفتن! شدن! صعود

گرچه " سقوط آنکه بیشتر صعود کرده خطرناکتر است"

اما! اما نبودن، هرگز نبودن از بودن در میان لجنزار مستی و بی خودی سرشار از بودن است.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ و ساعت 23:33 |

جلداین کتاب با نگاهی به عملکرد برنده جایزه صلح نوبل 2003 پس از دریافت جایزه، به  گام هایی اشاره کرده است که شیرین عبادی می توانست برای احقاق حقوق ملت ایران بردارد، اما برخلاف آنچه که هوادارانش انتظار داشتند مسیر دیگری را انتخاب کرد.

 بر اساس این گزارش، عاطفه تلقانی در این کتاب با روایت خاطرات خود، از چگونگی آشنایی اش با انجمن حمایت از حقوق کودکان و همکاری با آن انجمن همزمان با انتخاب خانم شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه صلح در سال 2003 سخن می گوید و به عوامل و دلایلی اشاره دارد که سبب شد تا قلم به دست بگیرد و طی یک مقاله مطبوعاتی به نقد عملکرد برنده ایرانی جایزه صلح نوبل بپردازد.

این گزارش می افزاید، کتاب "صلح در اکتبر 2003 " در دو نسخه کاغذی و الکترونیکی قابل استفاده است که بخش عمده کتاب مربوط به خاطراتی است که نویسنده از دانش آموزان افغان خانه کودک ناصرخسروی تهران روایت می کند و از آن جا که وی پیش از بازگشت دانش آموزانش به افغانستان با ایشان مصاحبه ویدئویی داشته است، نسخه الکترونیکی کتاب شامل ویدئوهای کوتاه مرتبط با مطالب نوشته شده است.

تلقانی اضافه کرد: علاوه بر این، کتاب دارای دو فیلم مستند و همچنین چند گزارش خبری است که مستند "گزارش از یک زندگی خاکی" ساخته خاطره حناچی می باشد و گزارش های خبری تلویزیونی هم توسط محمدرضا احمدی تهیه و تولید شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه نوزدهم مهر ۱۳۹۲ و ساعت 7:1 |

صلح در اکتبر ۲۰۰۳ به رونمایی رسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ و ساعت 6:19 |

قرار نبود اما اتفاق افتاد و راز گل آقا از تلویزیون پخش شد. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 23:44 |

در جایگاه مادر یک پسر ۱۷ ساله این سریال برایم جذابیت داشت تا بدانم دختر ۱۸-۱۷ ساله ای که در این سریال به عنوان مشت نمونه خروار از جامعه دختران تی نیجر به نمایش گذاشته شده ، دارای چه رفتار و گفتار و اندیشه ای است. هر بار که  یکی از قسمت های سریال به پایان می رسید با خودم  می گفتم که اگر دختران نوجوان اینگونه اند، خدا را شکر که دختر ندارم! اما دختران جامعه ایران بدین سان نیستند که سازندگان این سریال نمونه ی شان را به تصویر کشیدند که اگر باشند وای به احوال آموزش و پرورش، و وای به احوال نسل بعدی این جامعه، وای به احوال... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ و ساعت 7:25 |

مجوز چاپ دوم کتاب صلح در اکتبر ۲۰۰۳ صادر شد، ویراست دوم وقت بسیاری رو ازم گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ و ساعت 9:6 |

از اواخر اردیبهشت در تحریریه انتخابات شبکه خبر اخبار کاندیداها رو رصد می کردم و تدوین و پخش اون رو پی گیر بودیم. آقای زابلی زاده، مدیر شبکه خبر به اعضای تحریریه تاکید کرده بود هنگام انتخاب سخنان نامزدها برای پخش اخبار، نقش یکی از هواداران پر و پا قرص شخص مذکور رو ایفا و عدالت رو رعایت کنیم.

فرصت بسیار خوبی بود برای من که با اندیشه  و برنامه های نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری آشنا بشم. هر چند از سوی  ستاد برخی کاندیداها حرف و ایرادهایی بر عملکرد صدا و سیما وارد شد اما بی انصافی بود در حق تحریریه انتخابات شبکه خبر، چرا که  حقیقتا زمان تایم کد زدن راش های سخنرانی  نامزدها واقعا علایق شخصی مون رو کنار می گذاشتیم، و انصافا مدیران هیچگونه اعمال نظری نداشتند. از طرف دیگه برخی نامزدها  برخی روزها کم کار بودن و تبلیغات چهره به چهره نداشتن و ما ناگزیر بودیم  بخش دیگه ای از سخنان روز گذشته شون در تلویزیون رو برای پخش انتخاب کنیم.  گاهی اوقات هم تصاویر شهرستان ها به دستمون نمی رسید و مصیبت داشتیم. هر چند همکاران خبرنگار و تصویر بردار و مدیر پشتیبانی واقعا تلاش می کردن که به موقع تصاویر رو دریافت کنیم.

به هر حال از پیش تعیین نشده بود کاندیدایی که هر روز یکی از ما پنج نفر برنامه هاش رو پیگیری می کردیم. به طنز هم که شده هر روز یکی از این هشت نفر کاندیدای محبوبم بود. البته نه هشت نفر که  وعده های برخی فقط ایده بود و غیر قابل اجرا و درباره اون اشخاص نظری نداشتم و برای اینکه مدیون مردم نشم از دیگر همکارام می خواستم که  اخبار شخص دیگه ای رو  رصد و پیگیری کنم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ و ساعت 11:13 |

امروز چهل ساله شدم. و چهل سالگی یعنی اینکه بایست و نگاهی به پشت سر داشته باش و یکبار دیگر به خودت نگاه کن و ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ و ساعت 5:38 |
برنا/ بعداز ظهر امروز، براي اولين بار از فيلم مستند «راز گل آقا»در تالار وحدت و با حضورمحمدجعفر محمدزاده معاون امور مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، هومن عظيمي معاون اجرايي وي و پدرام پاک آيين مدير کل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي رونمايي شد.
اين فيلم مستند به لحاظ ساختاري، گفتگو محور بود و در آن از چهره هاي سرشناس عرصه طنز و سياست دعوت شده بود که با بيان خاطره و گفتگو پيرامون مرحوم صابري، زندگي حرفه‌اي او را بيشتر به مخاطب بشناسانند هر چند که در اين ميان، جاي بسياري از طنزپردازان و رجال سياسي خالي بود اما ظاهرا برخي جوسازي‌ها باعث شده بود تا بسياري از چهره‌هاي سرشناس مطبوعات ، طنز و حتي خانواده مرحوم صابري آن طور که بايد در ساخت اين فيلم همکاري نکنند. البته بعد ازپخش اين فيلم مستند و محرز شدن نگاه بي‌طرفانه سازنده اش در بيان شخصيت و زندگينامه مرحوم صابري، بسياري نسبت به اين ديدگاه نسبت تغيير موضع دادند.
در اين فيلم چهره‌هاي نظير غلامعلي حداد عادل، احمد مسجد جامعي، جلال رفيع، رضا رفيع، احمد عرباني، رويا صدر ،محمد صالحي آرام و... به گفتگو پيرامون سبک طنز نويسي گل آقا و نحوه فعاليت او و نگاهش پيرامون مقوله طنز پرداختند و در اين ميان پرده از خاطرات و حرف‌هاي ناگفته‌اي هم برداشتند.
يکي از ويژگي‌هاي مستند «راز گل آقا» بهره گيري از انيميشن بود. در قسمت‌هايي از فيلم، انيميشن‌هاي ساخته احمد عرباني با محوريت فعاليت حرفه‌اي گل آقا نمايش داده شد که حال و هواي اين انيميشن‌ها هم بيشتر تداعي کننده روزهاي دهه شصت و هفتاد بود. حال و هواي کارتون‌هاي مجله گل آقا را تداعي مي‌کرد و حس نوستالژيکي را در مخاطب برمي‌انگيخت. در بخش‌هايي از اين فيلم، سخنراني‌هاي مرحوم صابري در محافل مختلف به تصوير کشيده شد تا به نوعي حضور قهرمان قصه هم در فيلم روايتي مستند از اين طريق براي مخاطب قابل لمس باشد.
کارگردان اين مستند، سعي کرد تا در قسمت‌هايي از فيلم «راز گل آقا» به نوعي رمز گشايي کند و پرده از راز بسته شدن مجله گل آقا بردارد. سازنده تمام تلاش خود را به کار بسته بود تا اظهار نظرهاي متفاوت مصاحبه شوندگان را پيرامون اين تصميم به تصوير بکشد تا در نهايت مخاطب باشنيدن اين اظهارنظرها، خودش به قضاوت بنشيند و پرده از اين راز بردارد.
جلال رفيع نويسنده و روزنامه نگار که از دوستان مرحوم صابري هم به شما مي‌رفت در مصاحبه اي که در اين فيلم داشت از فعاليت سياسي آن مرحوم در ابتداي انقلاب و دوستي ديرينه‌اي که با شهيد رجايي داشت، سخن گفت و اضافه کرد که در دوران رياست جمهوري مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي هم، او به عنوان مشاور فرهنگي با ايشان همکاري داشته است. او از روح بزرگ گل آقا ياد کرد و اينکه آنمرحوم سعي مي‌کرد لحن و زبان طنزش، کسي را نرنجاند و تنها افراد را قلقلک دهد. در بخشي از اين مستند رفيع به اين موضوع اشاره نمود که مرگ پسر کيومرث صابري آرش به او لطمه‌اي بزرگ وارد کرد به گونه‌اي که او نشريه گل آقا را مرحمي براي تحمل دردهايش مي‌دانست...
او در مورد تعطيلي نشريه گل آقا هم در بخشي از مستند گفت: در سال‌هاي آخر فعاليت اين نشريه، عرصه به گونه‌اي تنگ شد که صابري، بايد يا زبان تيزتر و برنده‌تري را براي بيان طنز در نظر مي‌گرفت و يا اينکه از مخاطبانش که تشنه خواندن طنز برنده بودند، صرف نظر مي‌کرد اما از آنجايي که او خود يک انقلابي بود، نمي‌توانست بيش از پيش انتقادهاي تند و تيز بکند و از سويي براي مردم هم ارزش قائل بود. در نتيجه خودش را قرباني کرد، از عرصه مطبوعات کنار کشيد و متاسفانه عمرش هم به دنيا نبود.
«راز گل آقا» با موضوع تدوين تاريخ شفاهي مطبوعات، نگاهي به زندگي حرفه‌اي کيومرث صابري فومني، مؤسس نشريه گل آقا با عنوان پيشکسوت طنز مطبوعاتي فاخر بعد از انقلاب توسط معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تهيه و توليد شده است.
بي ترديد ساخت فيلم‌هاي از اين دست مي‌تواند به تدوين تاريخ شفاهي مطبوعات ما بيانجامد و براي آيندگان ميراث گرانبهايي باشد.
اين فيلم مستند بر اساس طرحي از محمدجعفر محمدزاده ساخته شده بود و کارگرداني آن هم بر عهده عاطفه تلقاني بوده است.
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ و ساعت 6:51 |

 

بلوغ طنز« گل آقايي» در دوره اصلاحات

نويسنده: احمد مسجدجامعي* «راز گل آقا» مستندي است که درباره «کيومرث صابري» ساخته شده است. اينکه تصميم گرفتم درباره اين فيلم صحبت کنم، هم به دليل ديني است که احساس مي کنم و هم به دليل تاثيري است که فعاليت ها و افکار ايشان بر حوزه ادبيات طنز و کاريکاتور دارد. گل آقا زمينه را براي فعاليت دو نسل از طنزنويسان فراهم کرد. يکي نسل گذشته که همکارانش در «توفيق» بودند و ديگري نسل جواني که گل آقا ميدان را براي معرفي و ظهور آنان مهيا کرد. اين نسل جوان در مدرسه گل آقا آموزش و فعاليت خود را آغاز کرد، در اين مدرسه باليد، در دوره اصلاحات به بلوغ خود رسيد و عملاجايگاه طنز و کاريکاتور را به مرتبه اي متفاوت از دوره هاي قبل ارتقا داد. به طوري که کاريکاتور به صفحه اول روزنامه ها راه يافت. همه اين موارد در مدرسه گل آقا رشد کرد و آنچه که مي ديديم محصول گل آقا است. اين مساله مهمي است که تاکنون گفته نشده است. گاهي تلاش مي شود تا اين سوال را دامن بزنند که چرا «گل آقا» در دوره رونق مطبوعات، فعاليت خود را متوقف کرد. به نظر من اگر از اين منظر به مساله نگاه کنيم، پاسخ اين پرسش به روشني قابل طرح است. هدف اصلي گل آقا جاانداختن طنز اجتماعي و منتقد و تربيت نسل جوان باليده در فضاي انقلاب بود، چون به اين هدف رسيد، احساس کرد بايد عرصه ديگري را براي توسعه و رشد طنز باز کند. البته اين نسل در مدرسه گل آقا رشد کرد ولي سبک هاي خاص خود را داشت. تمايز بين سبک گل آقا و نسل جوان ديده مي شود و تربيت در مدرسه گل آقا به معناي رشد مقلدانه آن نوع طنز نيست.
    گل آقا به ويژه در اين دوره به نهادينه کردن طنز مي انديشيد؛ نهادي که آرشيو و کتابخانه طنز کشور باشد، محل ديدار و تبادل تجربيات طنزنويسان باشد و مهم تر از همه دانشنامه طنز باشد که دانش را به صورت مدون و معتبر در اختيار جامعه قرار دهد. البته دانشنامه، فعاليتي است که در زماني طولاني پاسخ مي دهد و هزينه هاي زيادي دارد. از اين رو، دنبال راهي بود که هم در زمان کوتاه تري به نتيجه برسد و هم اعتبار علمي آن حفظ شود. تجربه خوبي در اين مورد وجود داشت و آن دانشنامه ادب فارسي آقاي «انوشه» بود. اين پيشنهاد به گل آقا ارايه شد و ايشان هم پسنديد. براي اولين ويرايش دانشنامه طنز حدود سه هزار مدخل در نظر گرفته شد که هر مدخل به طور متوسط در يک ستون معرفي مي شد. براي هر صفحه نيز دو ستون تعريف شد. گل آقا امکانات اوليه اين کار را مثل فضا، کتابخانه و نيروي انساني متخصص داشت و بر اين مبنا پيش بيني مي شد اين کار در يک دوره تقريبا پنج ساله به نتيجه برسد. اين ايده اي بود که گل آقا با توقف نشريه به آن مي انديشيد و در پي آن بود. ولي متاسفانه به دليل بيماري و بعد فوت ايشان، دچار وقفه شد. من اميدوارم پوپک صابري که خود از مسوولان نشريه و تربيت شده مدرسه گل آقاست، اين ايده را پيگيري کند و به سرانجام برساند. به هر حال اين مواردي بود که به نظر مي رسيد بايد گفته شود. اين حرف هايي که الان گاهي مطرح مي شود، در همان زمان نيز طرح مي کردند. يادم مي آيد در يکي از روزنامه ها مقاله اي منتشر شد که علت تعطيلي نشريه «گل آقا» را عدم استقبال مخاطبان ذکر کرده بود. مرحوم صابري از اين مقاله به شدت دلگير شد و در همان زمان يکي از مديران وزارت ارشاد به اين مقاله پاسخي مکتوب داد و اين نظر را رد کرد. حالاکه باز بعد از سال ها اين سخن مجددا تکرار مي شود، لازم است مجددا واقعيت گفته شود تا سوءفهمي در تاريخ فرهنگي کشور روي ندهد.
     *وزير ارشاد دوره اصلاحات -   روزنامه شرق ، شماره 1714 به تاريخ 3/2/92، صفحه 1 (صفحه اول)

 

                     همه آن چه می‌خواهید درباره مستند «راز گل آقا» بدانید

ساختار مستند «راز گل آقا» به‌گونه‌ای است که مخاطب با شنیدن اظهارنظرهای افراد و شخصیت‌ها، خود به قضاوت درباره کیومرث صابری می‌نشیند. به گزارش خبرنگار سینمایی برنا، بعداز ظهر امروز، برای اولین بار از فیلم مستند «راز گل آقا»در تالار وحدت رونمایی شد.

این فیلم مستند به لحاظ ساختاری، گفتگو محور بود و در آن از چهره های سرشناس عرصه طنز و سیاست دعوت شده بود که با بیان خاطره و گفتگو پیرامون مرحوم صابری، زندگی حرفه‌ای او را بیشتر به مخاطب بشناسانند هر چند که در این میان، جای بسیاری از طنزپردازان و رجال سیاسی خالی بود اما ظاهرا برخی جوسازی‌ها باعث شده بود تا بسیاری از چهره‌های سرشناس مطبوعات ، طنز و حتی خانواده مرحوم صابری آن طور که باید در ساخت این فیلم همکاری نکنند. البته بعد ازپخش این فیلم مستند و محرز شدن نگاه بی‌طرفانه سازنده اش در بیان شخصیت و زندگینامه مرحوم صابری، بسیاری نسبت به این دیدگاه نسبت تغییر موضع دادند.

در این فیلم چهره‌های نظیر غلامعلی حداد عادل، احمد مسجد جامعی، جلال رفیع، رضا رفیع، احمد عربانی، رویا صدر ،محمد صالحی آرام و... به گفتگو پیرامون سبک طنز نویسی گل آقا و نحوه فعالیت او و نگاهش پیرامون مقوله طنز پرداختند و در این میان پرده از خاطرات و حرف‌های ناگفته‌ای هم برداشتند.

یکی از ویژگی‌های مستند «راز گل آقا» بهره گیری از انیمیشن بود. در قسمت‌هایی از فیلم، انیمیشن‌های ساخته احمد عربانی با محوریت فعالیت حرفه‌ای گل آقا نمایش داده شد که حال و هوای این انیمیشن‌ها هم بیشتر تداعی کننده روزهای دهه شصت و هفتاد بود. حال و هوای کارتون‌های مجله گل آقا را تداعی می‌کرد و حس نوستالژیکی را در مخاطب برمی‌انگیخت. در بخش‌هایی از این فیلم، سخنرانی‌های مرحوم صابری در محافل مختلف به تصویر کشیده شد تا به نوعی حضور قهرمان قصه هم در فیلم روایتی مستند از این طریق برای مخاطب قابل لمس باشد.

کارگردان این مستند، سعی کرد تا در قسمت‌هایی از فیلم «راز گل آقا» به نوعی رمز گشایی کند و پرده از راز بسته شدن مجله گل آقا بردارد. سازنده تمام تلاش خود را به کار بسته بود تا اظهار نظرهای متفاوت مصاحبه شوندگان را پیرامون این تصمیم به تصویر بکشد تا در نهایت مخاطب باشنیدن این اظهارنظرها، خودش به قضاوت بنشیند و پرده از این راز بردارد.

جلال رفیع نویسنده و روزنامه نگار که از دوستان مرحوم صابری هم به شما می‌رفت در مصاحبه ای که در این فیلم داشت از فعالیت سیاسی آن مرحوم در ابتدای انقلاب و دوستی دیرینه‌ای که با شهید رجایی داشت، سخن گفت و اضافه کرد که در دوران ریاست جمهوری مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای هم، او به عنوان مشاور فرهنگی با ایشان همکاری داشته است. او از روح بزرگ گل آقا یاد کرد و اینکه آنمرحوم سعی می‌کرد لحن و زبان طنزش، کسی را نرنجاند و تنها افراد را قلقلک دهد. در بخشی از این مستند رفیع به این موضوع اشاره نمود که مرگ پسر کیومرث صابری آرش به او لطمه‌ای بزرگ وارد کرد به گونه‌ای که او نشریه گل آقا را مرحمی برای تحمل دردهایش می‌دانست...

او در مورد تعطیلی نشریه گل آقا هم در بخشی از مستند گفت: در سال‌های آخر فعالیت این نشریه، عرصه به گونه‌ای تنگ شد که صابری، باید یا زبان تیزتر و برنده‌تری را برای بیان طنز در نظر می‌گرفت و یا اینکه از مخاطبانش که تشنه خواندن طنز برنده بودند، صرف نظر می‌کرد اما از آنجایی که او خود یک انقلابی بود، نمی‌توانست بیش از پیش انتقادهای تند و تیز بکند و از سویی برای مردم هم ارزش قائل بود. در نتیجه خودش را قربانی کرد، از عرصه مطبوعات کنار کشید و متاسفانه عمرش هم به دنیا نبود.

«راز گل آقا» با موضوع تدوین تاریخ شفاهی مطبوعات، نگاهی به زندگی حرفه‌ای کیومرث صابری فومنی، مؤسس نشریه گل آقا با عنوان پیشکسوت طنز مطبوعاتی فاخر بعد از انقلاب توسط معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه و تولید شده است.

بی تردید ساخت فیلم‌های از این دست می‌تواند به تدوین تاریخ شفاهی مطبوعات ما بیانجامد و برای آیندگان میراث گرانبهایی باشد. این فیلم مستند بر اساس طرحی از محمدجعفر محمدزاده ساخته شده بود و کارگردانی آن هم بر عهده عاطفه تلقانی بوده است. /نگار حسینی- برنا/ ۱۳۹۲ شنبه ۳۱ فروردین ساعت 21:07

 

     پوپك صابري فومني در گفت وگو با «شرق»:اين؛ «راز گل آقا» نيست

عصر شنبه 31 فروردين مراسمي در تالار وحدت براي گراميداشت کيومرث صابري فومني (گل آقا) و اکران مستند «راز گل آقا» برگزار شد که متولي آن، معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد بود. مراسمي که قرار بود ساعت دو برگزار شود و رسما ساعت سه آغاز به کار کرد. جاي خالي طنزپردازان و کاريکاتوريست هاي قديم و جديد چشمگير بود. مهم تر از اين حواشي اما عدم هماهنگي با خانواده مرحوم فومني براي ساخت اين فيلم از سوي دستاندرکاران مستند مزبور بود؛ نکته اي که طي روزهاي گذشته، گلايه و ناراحتي دختر آن طنزنويس فقيد را در پي داشته است. با اينکه مديرکل مطبوعاتي در گفت وگو با «ايسنا» اعلام کرده بود حدودا 10 روز پيش از مراسم، شخصا دعوتنامه خانواده صابري را براي شرکت در اين مراسم امضا کرده؛ ولي پوپک صابري فومني دختر کيومرث صابري در گفت وگو با «شرق» مي گويد او و خانواده اش براي اکران اين مستند دعوت نشده اند. آنچه مي خوانيد، گفت وگوي«شرق» با پوپک صابري در اين زمينه است.
    
     انتظار مي رفت در مراسم نمايش مستند «راز گل آقا»حضور داشته باشيد. دليل عدم حضورتان چه بود؟
    اطلاعي از اکران اين مستند و برپايي اين مراسم نداشتم.
    
    نظرتان درباره اکران مستندي که معاونت مطبوعاتي با رويکرد نگاهي به زندگي شخصي و حرفه اي آقاي صابري ساخته است، چيست؟
    من مستند را نديده ام اما همين که اين مستند بدون هماهنگي دقيق تر و اصولي تري با ما ساخته شد، ناراحت کننده است و بايد گفت که اين درست نبوده است که حتي دعوتنامه هم براي ما فرستاده نشود و ما براي اين مراسم دعوت نشويم. اين قابل قبول نيست که يک اداره رسمي به اين گستردگي نتواند يک دعوتنامه را پيگيري کند و به مقصد برساند.
    
     از برپايي اين مراسم و اکران مستند«راز گل آقا»چگونه خبر دار شديد؟
    خبر اکران مستند را از خبرنگاران شنيدم؛ به اين ترتيب که بعضي از خبرگزاري ها زنگ مي زدند که درباره فيلم با آنها صحبت کنم. در ابتدا اکران مستند درباره آقاي صابري را تکذيب کردم چون گمان مي کردم اگر قرار است چنين فيلمي اکران شود قطعا به ما اطلاع مي دهند اما در نهايت مطلع شدم که همين طور بوده است و جاي تاسف دارد.
    
     آيا از ابتدا از ساخت مستند راز گل آقا اطلاع داشتيد؟
    همان طور که اشاره کردم، اطلاع به من به صورت جدي و اصولي نبود. در حدود يک سال و نيم پيش طي تماسي که با موسسه صورت گرفت ساخت مستند را به ما خبر دادند. ابتدا گفتند پروژه شخصي است؛ ولي بعد صدا و سيما و بعد هم معاونت مطبوعاتي، مسووليت ساخت فيلم را بر عهده گرفت. حتي با من هم صحبت نکردند و اطلاعي ندادند. طبيعتا بايد در قالب يک نامه رسمي به موسسه اطلاع مي دادند مبني بر اينکه قرار است چنين مستندي ساخته شود. به هر حال به دليل زمان ساخت فيلم و مساله بعدي پيشينه اي که از سازنده فيلم از نظر ضعف آشنايي با حوزه طنزوطنزنويسي سياسي داشتم، در جريان ساخت آن قرار گرفتم؛ هر چند فيلمي که مي خواست به فعاليت گل آقا در سه دهه سياسي ايران بپردازد و فرازونشيب ها و همکاري هاي گل آقا را با گروه ها و سمت ها و افراد واکاوي کند بايد سازنده اش اطلاعات اوليه اي در اين زمينه مي داشت که بتواند اطلاعات را به درستي جمع آوري کند. در چنين حالتي فيلم از هر لحاظ و هر جهت مي توانست موضوع را به مخاطب بازگو کند، نه اينکه تنها ترکيبي شود از آنچه که دوستان و اطرافيان آقاي صابري درباره ايشان و کارهايشان مي گويند. با توجه به اينکه مي دانم در حال حاضر نمي توان به طور کامل به فرآيند سياسي شکل گيري شخصيت هنري کيومرث صابري پرداخت، قطعا ساخت فيلمي درباره او يکسويه مي شود و من هم اين را نمي خواستم. به اين دلايل من صلاح نديدم فيلم ساخته شود و عنوان کردم. بعد از آن فکر مي کردم ايشان توجيه شدند و مستند ساخته نشده است؛ تا اينکه از اکران آن با خبر شديم.
    
     به نظر شما فيلمي که ساخته شده، تا چه حد توانسته است به واقعيات زندگي شخصي و حرفه اي کيومرث صابري بپردازد و آيا در معرفي اين چهره موفق بوده است؟
     من مستند را نديده ام که بخواهم قضاوت کنم و البته کاري هم به خوب يا بد بودن مستند ندارم. البته با تعريفي که از اين فيلم شنيده ام، مهم جناحي بودن اين فيلم است. چنانچه يک نسخه از اين فيلم تاکنون توسط کارگردان يا معاونت مطبوعاتي به موسسه گل آقا مي رسيد صرف نظر از نظر اوليه، مي توانستم درخصوص محتواي آن هم نظر بدهم.
    
     کمي موضوع را باز کنيد، اينکه مستند جناحي ساخته شده است چه معنايي دارد؟
    من نمي خواهم قبل از اينکه فيلم را ببينم قضاوت کنم؛ اما با توجه به تجربه اي که از ساخت چنين مستند هايي دارم و بر اساس صحبت آنهايي که فيلم را ديده اند، بايد بگويم اسم فيلم با محتواي آن هيچ انطباقي ندارد. قطعا نتوانسته است به تمام زواياي فکري و حرفه اي آقاي صابري به صورت اجمالي و بدون سانسور بپردازد. آقاي صابري طنزنويس سياسي بود و نمي توان اين دو را از هم تفکيک کرد که بگوييم طنزنويس بود و سياسي نبود. اين دو مساله در تمام سال هاي انتشار گل آقا با هم گره خورده بود و اکنون نمي توان اينها را از هم جدا کرد يا تکه اي از آن را که مدنظرمان است جدا و نمايان کنيم. نمي توانيم پيشينه آقاي صابري را برش بزنيم و آن بخشي را که نياز داريم بگذاريم و بقيه اش را رها کنيم. به هر حال اين فيلم در شرايطي ساخته شده است که طبيعتا کار را اندکي مشکل مي کندو قطعا نتوانسته سيماي کاملي از گل آقا جلوه دهد. گل آقا در تمام آن سال ها سعي کرد فراجناحي عمل کند؛ چرا که چهره اي فراجناحي بود. کساني که تسلط بر طنز و شناخت اوضاع سياسي آن سال ها دارند اين را تاييد مي کنند. دامنه استقبال مردم مويد اين موضوع است که گل آقا به تمام سليقه ها پاسخ مي داد و مخاطبان را از تمام طيف ها در بر مي گرفت اما مستندي که من در مورد آن شنيده ام به نظر مي رسد گل آقا را جناحي معرفي کرده که انگار به دليل آمدن دولت اصلاحات گل آقا تعطيل شد. اين، از انصاف به دور است. البته گويا در آخرين لحظات مصاحبه اي با آقاي مسجدجامعي وزير اسبق ارشاد به فيلم اضافه شده تا اين طور تداعي شود که نگاه فيلم، يکسويه نيست اما باز هم مي گويم، اگر فيلم را ببينم قطعا بهتر و دقيق تر مي توانم نظر بدهم.
    
     به دليل محق بودن موسسه گل آقا در زمينه طنز آيا انتظار داشتيد که براي به درستي نمايان کردن طنز گل آقا با اين موسسه هماهنگي صورت بگيرد؟
     بله همين طور است. گل آقا موسسه دارد که پايه گذار آن آقاي کيومرث صابري بوده است و سازندگان اين فيلم بدون هماهنگي با موسسه اين فيلم را ساخته اند و بدون اينکه به صورت جدي دنبال قضيه را بگيرند از طنز گل آقا صحبت کرده اند و اين بسيار غيرحرفه اي بوده است که آن اشاره اي که بايد به موسسه گل آقا نشده است. ضمن اينکه به اعتقاد من براي ساخت چنين مستند هايي از زندگي شخصي و حرفه اي افرادي که بنياد و موسسه دارند و هنوز وارثان آن زنده هستند طبيعي است که اجازه صورت بگيرد و از لحاظ اجتماعي حکم مي کند که قبل از اينکه کار شروع شود به صورت رسمي اطلاع رساني کنند خصوصا وقتي مجري طرح، معاونت مطبوعاتي يا هرجاي رسمي اي باشد که مدير دارد، سربرگ دارد، امضا و مهر دارد. اما براي ساخت مستند راز گل آقا اجازه اي از من و موسسه گل آقا صورت نگرفت، يعني به طور جدي ما در جريان اوليه ساخت اين کار نبوديم.
    
     نام فيلم راز گل آقا است با توجه به اينکه شما دختر کيومرث صابري هستيد فکر مي کنيد اين فيلم و نامش با محتواي گل آقا و اشاره به راز آن نزديکي دارد؟
    با توجه به تعريفي که شنيده ام اين مستند معرف گل آقا که نيست هيچ، راز گل آقا که قطعا نيست. البته ممکن است فيلم راز گل آقا که توسط عاطفه تلقاني و معاونت مطبوعاتي تهيه شده است بخش هايي از زندگي و زواياي کاري گل آقا را در بر گرفته باشد و نقد ها و تعريف هايي باشد که ديگر طنزنويسان و دوستان آقاي صابري درباره ايشان داشته اند اما اين کافي نبود، اينکه چرا گل آقا بسته شد را مي توان گفت به تعداد تمامي آدم هايي که حتي يک روز مجله گل آقا را خوانده اند از آدم هاي عادي تا دوستان آقاي صابري مي توانند نظر شخصي خودشان را مطرح کنند، هر کدام از طرف خودشان مي توانند اين موضوع را تحليل و به صورت مستند ارايه کنند اما تنها کسي که مي تواند اين دليل را آن طور که بود، درست و کامل بيان کند بعد از ايشان، من و موسسه گل آقا هستيم که من هم نمي گويم و صلاح مي دانم که اين همان راز بماند حداقل در شرايط کنوني، چون مي دانم آقاي صابري اين طور مي خواسته است، آقاي صابري خود در شماره آخر اشاره مي کند که حداقل به 30 مورد مي تواند براي تعطيل کردن گل آقا اشاره کند.نويسنده: دنيا عيوضي

                         بی‌اطلاعی خانواده صابری از اکران «راز گل آقا»

 
مثلث آنلاین : روابط عمومی نشریه «گل آقا»از ساخت و اکران مستند «راز گل آقا» اظهار بی‌اطلاعی کرد.  
 در پی نخستین اکران مستند «راز گل آقا»که قرار است روز شنبه 31 فروردین در تالار وحدت تهران به نمایش گذاشته شود؛ روابط عمومی این نشریه اعلام کرد:نشریه گل آقا و خانواده مرحوم کیومرث صابری از چگونگی ساخت و اکران چنین مستندی اطلاعی ندارند و به مراسم اکران این مستند نیز دعوت نشده‌اند.پیش از این خانواده صابری برای ساخت این مستند برای کارگردان آن شرایطی را گذاشته بودند که قرار بوده در صورت قبول شرایط به آنها اطلاع داده شود؛که تاکنون هیچ مذاکره‌ای در اینباره صورت نگرفته است. 
مستند «راز گل آقا» به کارگردانی عاطفه تلقانی با موضوع تدوین تاریخ شفاهی مطبوعات، نگاهی به زندگی شخصی و حرفه‌ای کیومرث صابری فومنی، مؤسس نشریه گل آقا با عنوان پیشکسوت طنز مطبوعاتی فاخر بعد از انقلاب توسط معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه و تولید شده است. 
این مستند در حالی روز شنبه با حضور اهالی فرهنگ و رسانه رونمایی می‌شود که خانواده مرحوم کیومرث صابری و موسسه گل آقا غایبان بزرگ آن خواهند بود.
 
معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در پاسخ به ایسنا:

                          دعوتنامه‌ی خانواده صابری (گل‌آقا) را شخصا امضا کردم

معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره دعوت نشدن خانواده مرحوم کیومرث صابری فومنی به مراسم اکران مستند گل‌آقا توضیح داد: خانواده مرحوم صابری برای ما بسیار محترم هستند و حدود 10 روز پیش شخصا دعوتنامه خانواده پوپک صابری را برای شرکت در این مراسم امضا کردم و اگر به دست ایشان نرسیده است مقصر من نیستم.

محمدجعفر محمدزاده در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در پی اظهارات خانواده گل‌آقا درباره بی‌اطلاعی از روند ساخت این مستند و نیز دعوت نشدن به مراسم نمایش آن، با بیان اینکه کارگردان و تهیه‌کننده مستند «راز گل‌آقا» برای ساخت این مستند با خانواده ایشان صحبت کردند گفت: تولیدکنندگان این مستند با خانواده صابری تماس گرفته‌اند و برای اثبات حرف‌هایشان سند نیز دارند.

او تاکید کرد: گل‌آقا متعلق به شخص خاصی نیست و یک شخصیت ملی است. همچنین مجله گل‌آقا متعلق به تاریخ مطبوعات کشور است. از طرف دیگر، ساختن این مستند موضوعی نبوده که نیاز به سند داشته باشد. مثلا اگر قرار باشد کسی درباره فضای مطبوعاتی کشور مطلب بنویسد، نیاز به اجازه دارد.

محمدزاده اظهار کرد: دوستداران گل‌آقا باید از کارگردان و تهیه‌کننده این مستند تشکر کنند، چراکه نام گل‌آقا را برای اولین‌بار اینگونه مطرح کرده‌اند. اگر انتقادی نسبت به گل‌آقا صورت می‌گرفت خانواده او حق داشتند که اعتراض کنند، اما در ساخت این مستند هدف ارتقاء و تمجید بوده است. او افزود: گل‌آقا یک شخصیت ملی است و متعلق به تاریخ مطبوعات ایران و ما موظفیم تاریخ مطبوعات کشور را زنده نگهداریم. سرویس : فرهنگي و هنري - رسانه. کد خبر: 92013112900. شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۶

  حرف و حديث هاي "راز گل آقا"؛

                  ۲ پرسش کارگردان، از حاشيه سازان مستند " راز گل آقا"!

خبرگزاري آريا- عاطفه تلقاني کارگردان  مستند "راز گل آقا" درباره علت بی اطلاعی روابط عمومي نشريه «گل آقا» از ساخت و اکران مستند «راز گل آقا» پاسخ داد.

به گزارش خبرگزاري آريا، در ادامه اين خبر آمده است، در پي نخستين اکران مستند «راز گل آقا» که قرار است روز شنبه 31 فروردين در تالار وحدت تهران به نمايش گذاشته شود؛ روابط عمومي اين نشريه اعلام کرد: نشريه گل آقا و خانواده مرحوم کيومرث صابري از چگونگي ساخت و اکران چنين مستندي اطلاعي ندارند و به مراسم اکران اين مستند نيز دعوت نشده‌اند. پيش از اين خانواده صابري براي ساخت اين مستند براي کارگردان آن شرايطي را گذاشته بودند که قرار بوده در صورت قبول شرايط به آنها اطلاع داده شود؛که تاکنون هيچ مذاکره‌اي در اين باره صورت نگرفته است.

کارگردان مستند راز گل آقا معتقد است: در اين خبر تناقض هاي جالبي ديده مي شود. ابتدا در خبر آمده بود روابط عمومي اين نشريه اعلام کرد که نشريه و خانواده مرحوم کيومرث صابري از چگونگي ساخت و اکران چنين مستندي اطلاعي ندارند. اما درست در ادامه خبر چنين آمد که خانواده صابري براي ساخت اين مستند براي کارگردان آن شرايطي را گذاشته بودند؟

عاطفه تلقاني گفت: چطور ممکن است که خانواده مرحوم صابري از ساخت مستند بي اطلاع باشند، در حالي  که براي کارگردان شرايط گذاشته اند. اما پرسش کارگردان مستند راز گل آقا از حاشيه سازان اکران اين مستند اين است، چه شرايطي گذاشته بوديد براي کارگردان اين فيلم؟

پرسش ديگر عاطفه تلقاني اين است، براي ساخت مستندي درباره يک چهره ملي و در صورتي که نزديکان وي علاقه اي به همکاري نداشته باشند چه بايد کرد؟ آيا از به تصوير کشيدن و معرفي دوباره اين شخصيت به هم نسلانش و نسل جديد پس از يک دهه از فوت او بايد صرفنظر کرد؟! زيرا در مستند خاطراتي مطرح شده که پيش از اين در هيچ کجا مطرح نشده است، در حالي که تاريخ هويت ماست، ما بايد کارنامه خود را بشناسيم تا بتوانيم از خود دفاع کنيم، ما بايد تاريخ را تشريح کنيم تا بفهميم که بزرگان ما در شرايط حساس و بحراني چگونه عمل کرده اند. تا مدلي داشته باشم تا هنگام تصميم گيري، تصميم درستي اتخاذ کنيم. اين تاريخ نيست که تکرار مي شود بلکه اشتباهات انسانهاست که تکرار مي شود، و خواندن تاريخ به ما کمک مي کند که در برخورد با موضوعات مشابه و تکراري بهتر و مناسب تر عمل کنيم.

اين مستندساز ادامه مي دهد: مکالماتي که در زمانِ پيش توليد فيلم در تماس تلفني روابط عمومي مستند با روابط عمومي موسسه گل آقا صورت گرفته و پاسخ هايي که داده شده است به تمامي ضبط و ثبت شده است. ايميل ها هم که جاي خود دارد.

وي مي افزايد: اين که نماينده اين موسسه تشخيص داد در شرايط سياسي و اجتماعي کنوني نمي توان درباره مرحوم کيومرث صابري مستندي توليد کرد، نظر شخصي او يا موسسه مذکور بوده است و نظر کارگردان اين مستند چيزي ديگري بود. زيرا قرار نبود که از روابط خانوادگي آقاي صابري فيلمي تهيه شود. سوژه اين مستند تاريخ شفاهي و نگاهي به شخصيت و زندگي حرفه اي بنيانگذار طنز گل آقايي بود. اگرچه براي اطمينان خاطر به نماينده موسسه گفته شده بود که کارگردان براي رفع نگراني ها حاضر است، باکس تدوين خود را به موسسه بياورد تا هنگام تدوين نيز نظر موسسه لحاظ شود اما اين نيز کارگر نشد. بنابراين سنگ هاي بزرگ ناديده گرفته شد تا يک شخصيت و چهره ملي در قاب تصوير به نسل جديد امروز و فردا از سوي صميمي ترين دوستانش معرفي شوند.

او در ادامه مي افزايد: معاون مطبوعاتي کوچکترين اعمال نظري در هنگام توليد فيلم نداشتند، البته با آقاي محمدزاده مشورت هايي صورت مي گرفت اما در نهايت ما کار خود را کرديم و آنچه که در فيلم آمده است سراسر نگاه کارگردان فيلم است، و هر چند عجيب و شايد غير ممکن به نظر برسد که فيلمي حامي مالي داشته باشد و مستقل توليد شده باشد، به هر حال با اطمينان اعلام مي کنم که معاون مطبوعات با سعه صدر به ديدگاه کارگردان احترام گذاشت، البته ايشان نيز تاکيد داشتند که تکه کاملي از حقيقت زندگي زنده ياد کيومرث صابري را نشان دهم و کوچکترين سوء گيري در اين فيلم نداشته باشم.

به گفته تهيه کننده "راز گل آقا" بخش عمده تصاوير آرشيوي استفاده شده در فيلم از طريق آرشيو سازمان صدا و سيما، و همچنين مرکز گسترس سينماي مستند و تجربي تامين شده است، که جا دارد تشکر ويژه خود را به مديران اين دو مجموعه اعلام کنم. از جاهاي ديگري هم تصاويري به دستم رسيد که اگر کسي شکايتي دارد مي تواند اعلام کند تا خسارت و هزينه آن پرداخت شود.

اما پاسخ عاطفه تلقاني به حاشيه سازان مستند "راز گل آقا": من به مرگ مولف معتقدم. قرار نيست که من يا توضيحاتم به فيلم سنجاق شويم. يادمان باشد که قضاوت تاريخ را گريزي نيست. تاريخ به قضاوت اين مستند خواهد نشست بدون رداي شوم قاضيان! ما کار خود را کرده ايم و الک خود را آويخته ايم. با زاده شدن اين فيلم و اکران آن مولف مرد، تا تماشاگران مستند قضاوت گر نگاه سازنده فيلم به بنيانگذار طنز گل آقايي باشند.کد خبر: 20130421144047330.

                                 تاریخ شفاهی مطبوعات ایران فیلم می شود

نخستین فیلم تارخ شفاهی مطبوعات ایران که با عنوان "راز گل آقا" در حال تولید است به زندگی حرفه ای کیومرث صابری فومنی می پردازد.

اعتدال: فیلم مستند «راز گل آقا» با نگاهی به زندگی حرفه‌ای زنده‌یاد کیومرث صابری به نیمه فیلم‌برداری رسید. به گزارش خبرگزاری آرتنا،عاطفه تلقانی کارگردان این مستند در گفت‌وگویی مطرح کرد: «راز گل آقا» نخستین گام در ساخت مجموعه مستندهایی درباره تاریخ شفاهی مطبوعات و زندگی پیشکسوتان عالم مطبوعات ایران است.وی افزود: در این اثر تلاش می‌کنیم که نگاهی دقیق و جامع به زندگی، آثار و تاثیر کیومرث صابری بر طنز مطبوعاتی پس از انقلاب داشته باشیم.

این روزنامه‌نگار و مستندساز در ادامه تصریح کرد: پس از نگارش طرحی درباره ساخت سلسله مستندهای تصویری در حوزه‌ی تاریخ شفاهی مطبوعات، متوجه شدم که ایده‌ی بررسی تاریخ شفاهی مطبوعات، از سوی آقای محمدزاده معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد نیز مطرح شده است؛ بنابراین تایید معاونت مطبوعاتی در اجرای این پروژه شامل حال گروه شد، اما همچنان گرفتار بی‌توجهی و بی‌رغبتی برخی کسانی هستیم که می‌توانند در پیشبرد این اثر سهم به سزایی داشته باشند.

داور هفدمین جشنواره مطبوعات با بیان اینکه به طور کلی در ساخت این مستندها مخاطبان عام را نیز مد نظر داریم، افزود: قصد ما این‌ است که در کنار ارایه اطلاعات ارزشمند، این مستندها را از مستند گزارشی مصاحبه محور خارج کنیم و جذابیت‌های بصری را نیز به کار بندیم. برای نمونه در «راز گل آقا» سعی بر آن است که از کاریکاتور انیمیشن استفاده کنیم که البته امید است مشکلات مالی که اکنون سد راهمان شده است، مرتفع شود.

او با اشاره به مصاحبه با «جلال رفیع» طنزپرداز و روزنامه‌نگار با سابقه کشورمان که بخش محوری فیلم بر اساس خاطرات ایشان از زنده‌یاد کیومرث صابری فومنی استوار است، تاکید کرد: همواره گفته می‌شود آن چه که ما به عنوان تاریخ می‌دانیم از دریچه نگاه و منظر مورخان نوشته شده است و به طور کامل بیان‌گر وقایع نیست، و از آن جا که این طرح تاریخ شفاهی مطبوعات نام دارد، از کسانی که در حساس‌ترین مقاطع زمانی خود روزی از نقش آفرینان عرصه‌ی رسانه بوده‌اند، دعوت شده است درباره یک موضوع واحد به بیان خاطراتشان بپردازند تا موضوع از منظرهای گوناگون مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.کارگردان و تهیه کننده «راز گل آقا» با ابراز امیدواری درباره همکاری محققان طنز گل آقایی و همچنین بستگان، دوستان و همکاران زنده‌یاد کیومرث صابری در تبیین ویژگی‌ها و مؤلفه‌های متعدد خلاقیت و زندگی این طنزپرداز برجسته کشورمان خاطرنشان کرد: در موارد متعددی دیده شده است که دانشجویان و علاقمندان طنز گل آقایی سوالات بسیاری درباره شخصیت و زندگی حرفه‌ای ایشان دارند که متاسفانه گاهی زبان قلم پاسخگوی پرسش‌ها نیست.

وی با آرزوی سلامتی برای روزنامه‌نگار حرفه‌ای و بی‌رقیب کشورمان دکتر حسین قندی که این روزها را با فراموشی به شب می‌رساند، تاکید کرد: از این که خیلی دیر برای ساخت فیلم‌های مستند درباره پیشکسوتان مطبوعات دست به کار شدم، متاسفم زیرا یکی از اهداف من در تهیه و تولید این مستندها انتقال تجارب و ارایه الگوهای مناسب به نسل امروز و آینده عالم مطبوعات است.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ و ساعت 18:12 |

فاطمه تسليم است. تسليم امر قدسي و اين بار نيز به صحنه مي آيد. به تنهايي روزهاي كودكي. سالهايي كه به شش نرسيده به درجه رفيع ام ابيها نائل گشت.صحنه صحنه نامرديست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ و ساعت 10:2 |

سنگ قبر وسط مان یود. روبه روی آرمان نشستم. دوباره تلفن اش زنگ خورد و خاموشش کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ و ساعت 8:40 |

این روزها فضای سیاسی کشور متاسفانه سرشار از انتقاد و واکنش به انتقادها شده است. دوستی از انتقادهایی  که این اواخر متوجه اش شده می گفت،و از پاسخ هایش؛ و من گفتم: از سال ۸۹ که آقای محمدزاده، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شدند ۵ خبر از این معاونت در اخبار ۲۰ پخش کردیم.سه خبر منفی و دو خبر مثبت. سه خبری که اتفاقا مثبت نبود را من تنظیم کردم. یادم می آید تیتری که برای یکی از سایه روشن ها زده بودم خیلی تند بود و همکارانم شگفت زده بودند از این کارم. گفتم: خُب به نظر من تیتر مناسبی است. سردبیر موافقت کرد. تیتر به واحد گرافیک ارسال شد. گوینده در کابین آن را خواند و تهیه کننده نیز تصاویر مرتبط را آماده کرد. پیش از پخش اخبار تحریریه را ترک کردم. این کار همیشگی ام بود. در مسیر منزل زنگ زدم روی گوشی جناب محمدزاده و گفتم: استاد امشب خبری در ۲۰ پخش می شود که شاید ناراحت تان کند. خبر را من تنظیم کردم و نه شخص دیگری، گفتم پیش از این که دیگران بگویند! استاد گفت: لابد ضرورت داشته که آن خبر را پخش کنید. در ادامه به آن دوست گفتم: نکته مهم این واکنش این بود که در همان زمان نیز صحبت بر این بود که مستند "راز گل آقا" با حمایت معاونت مطبوعاتی تولید شود و مهم تر این که پخش این خبر منفی و اخبار بعدی هرگز تاثیری بر تصمیم آقای معاون نداشت.   آن دوست این خاطره را که شنید، گفت: کاش به جای واکنش و پاسخ گویی به انتقادات من نیز چنین می گذشتم.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ و ساعت 8:10 |
یکسال و اندی است که در ماهنامه "راه رشد" به صاحب امتیازی ستاد احیای امر به معروف قلم می زنم و هر ماه یک داستان کوتاه می نویسم.

                          با اینکه فرصت نداشتم به توصیه مادرم  فیلم " من مادر هستم" را به تماشا نشستم و در تمام لحظات با خود می اندیشیدم که چندین داستان و چند هزار صفحه کتاب و مجله به اندازه این فیلم می تواند درباره قبیح بودن روابط آزاد و پیامدهای آن هشدار دهنده باشد؟!

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ و ساعت 8:6 |

اواخر اسفند ۹۰ بود که از من خواسته شد مستندی درباره آسیب های مطبوعات ایران تهیه و تولید کنم. موضوع اگرچه گسترده و چالش برانگیز اما ارزش به جان خریدن دردسرهایش را داشت. آنقدر ارزش داشت که شش ماه از زندگیم را صرفش کردم. 

     بگذریم از مسائل و مشکلات ساخت این مستند، امروز میزبان کسی بودم که علاقه بسیاری برای ورود به حوزه مطبوعات از خود نشان می داد. هر چه از دشواری های کار می گفتم تا فکر ورود به عرصه خبر را از سر به در کند، زیر بار نمی رفت که نمی رفت تا این که ده دقیقه از مستند ۸۰ دقیقه ای "پشت ویترین مطبوعات" را به تماشا نشست. پس از آن بلند و شد و خداحافظی کرد و رفت....

مستند "پشت ویترین مطبوعات" چیزی که نداشت حداقل یکی از آدمای روی زمین رو عاقبت به خیر کرد.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ و ساعت 0:49 |

سایت اعتدال- عاطفه تلقانی:باید پذیرفت که قطار پیشرفت تکنولوژی با انجام عملیات سلبی متوقف نمی شود، و حتی اگر نیروی انتظامی با انتشار آمار و اخبار در خصوص کاهش بدحجابی ناشی از جمع آوری ماهواره ها این واکنش سلبی را توجیه کند، در آینده نه چندان دور شاهد گیرنده های ماهواره ای خواهیم بود که­ از تیررس ماموران نیروی انتظامی خارج است. ضرورت دارد که به جای ارعاب و تهدید و خشونت در کوچه و خیابان ها به راه هایی موثرتری اندیشید. زیرا به قول شهید سید مرتضی آوینی: "انسان را نمی­توان با تازیانه به راه حق کشید، راه حق راهی­ست که اگر با اختیار انتخاب نشود بی­ فایده است....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ و ساعت 13:15 |
درد من! درد نان و شعر و ایمان نیست

بودن و چگونه بودن نیست       درد من هیچگاه نبودن نیست

درد من غربت است و تنهایی

در هجوم لحظه های بیداری

                                    کاش من دوباره می مردم

                                                                      مثل آن روزهای تکراری

-----------

انگاری سوء تفاهم شده و برخی اشتباه برداشت کردن! مطلب بالا رو ۱۹/۱/۸۳ نوشتم.

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ و ساعت 22:37 |

در زمان محدود نمی شه نامحدود بود. به این جمله ایمان دارم. امروز درخواست مرخصی سه ماهه دادم و قصد دارم از این مرخصی بهترین استفاده رو داشته باشم و امیدوارم فیلم مستند "راز گل آقا" همزمان با سالروز تولد زنده یاد صابری رونمایی بشه.

راستی! منتظر خبری درباره سه گانه " در مسیر خبر، برداشت کاغذی و حلقه آخر" باشید. مستندها درباره آسیب های مطبوعات ایرانه که تماشایی ست و وقت زیادی ازم گرفت.

-------------------- عنوان این مستندها به " پشت ویترین مطبوعات" تغییر کرد۰

+ نوشته شده توسط عاطفه تلقانی در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ و ساعت 19:19 |